تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠

كيفر جنسى بين تركان غز

عمل لواط در بين تركان غز به سختى مجازات مىشد . ابن فضلان مىنويسد : « مردى از اهل خوارزم به منطقهء گودزكين پادشاه ترك رفت و چندى نزد دوست خود براى خريد گوسفند منزل نمود ، ميزبان ترك ، پسرى داشت و مرد خوارزمى به او اظهار علاقه نمود ، تا وى را به ميل خود حاضر و تسليم نمود ، چون پدر ترك نزد آنها رفت ، ايشان را با يكديگر جمع ديد ، برآشفت نزد گودزكين رفت و شكايت نمود ، گودزكين به مرد ترك گفت : مىخواهى به حق قضاوت كنم يا به باطل ؟ گفت : به حق . پس گفت : تركها را خبر كن ، در اينجا جمع شوند ؛ چون تركها گرد آمدند ، گفت : پسرت را حاضر كن ، او را حاضر كرد ، پس گفت : پسرت و تاجر هردو بايد كشته شوند ، مرد ترك ، خشمگين شد و گفت : پسرم را تسليم نمىكنم . گودزكين گفت : بنابراين تاجر بايد فديه بدهد ، خوارزمى حكم را به‌همين‌ترتيب اجرا كرد و بابت كفارهء عمل خود با پسر ترك يك گوسفند به او و چهارصد گوسفند به گودزكين داد و از خود رفع تعرض نمود و از كشور تركها عزيمت كرد . » « 1 » توجه به امردان نه‌تنها در محافل دربارى و در بين طبقات متنعم بلكه در محيطهاى علمى و دانشگاهى نيز گهگاه ديده شده است .

تشويق توبيخ‌آميز

صاحب كتاب تجارب السلف نقل كرده است كه خازنى كتابخانهء آن مدرسه ( نظاميه ) در اين موقع با شيخ ابو زكريا يحيى بن على معروف به خطيب تبريزى بود ، و او هر شب شراب مىخورد و معشوقه‌بازى و امثال اين حركات مىكرد ، يكى از دربانان مدرسه چنان كه رسم است به خواجه ملطفه‌اى ( يعنى يادداشتى محرمانه ) نوشت و از حال شيخ خبر داد . خواجه گفت : من هرگز اين معنى باور نكنم ، پس در شبى از شبها متنكروار ( به‌طور ناشناس ) در مدرسه آمد . . . خطيب به همان معامله مشغول بود ، خواجه هيچ نگفت ، بامداد ، دفتر نظاميه را بخواست و ماهيانهء خطيب را مضاعف كرد و به شيخ پيغام داد كه من نمىدانستم مخارج شيخ زياد است و الا به آن‌قدر شهريه كه تاكنون داده شد اكتفا نمىكردم ، خطيب تبريزى دانست كه خواجه به احوال او واقف شده ، خجل شد و توبه كرد . . . » « 2 » يكى از امردان مشهور تاريخ ، اياز است كه پس از گذشت هزار سال نامش هنوز بر سر زبانهاست .

عشق محمود به اياز

نظامى عروضى در پيرامون اين عشق تاريخى و پرآوازه چنين مى - نويسد : « . . . عشقى كه سلطان يمين الدوله محمود را بر اياز ترك
هامش
( 1 ) - نقل از سفرنامهء ابن فضلان ، ترجمهء شادروان ابو الفضل طباطبايى . ( 2 ) - مجتبى مينوى ، نقد حال ، نظام الملك ، ص 222 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 400 | مرتضى راوندى