تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
اگر آنان از زدن سنگ خوددارى كنند ، حد ساقط مىگردد . ناگفته نگذاريم كه براى اثبات زنا در اسلام 4 نفر شاهد بايد گواهى دهند كه ناظر جماع بوده‌اند ( چون ميل در مكحله ) « مكحله يعنى نمكدان » تا بتوان حكم شرعى را جارى كرد . آيه 8 از سوره اعراف مىگويد :
إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ ،
يعنى : شما زنان را ترك گفته و با مردان سخت شهوت مىرانيد ، شما قومى فاسد و نابكاريد . استاد فروزانفر مىنويسد : « بعضى از صوفيان ، شاهد بازى پيش گرفته و مىگفته‌اند كه ما در پرستش صورت ، نظر به صانع داريم نه به مصنوع و پيوسته با زيبا - رويان معاشرت داشته و آن را سبب كمال نفس مىدانسته‌اند ، و اين عقيده از قرن سوم در ميانهء صوفيان پديده آمد تا روزگار مولوى عده‌اى بدان معتقد بوده‌اند ؛ از قبيل : احمد غزالى و اوحد الدين كرمانى و فخر الدين عراقى ، و بزرگان صوفيه اين فكر را زادهء تنگى نظر و كدورت مشرب شمرده‌اند و اين گروه را كه بىپروا و آشكار برين روش سير مىكرده‌اند ، به دليل عقل و نقل و شواهد طريقت رد نموده‌اند . از آن جمله شيخ الاسلام احمد جام در كتاب انيس التابئين و سعدى در باب هفتم از بوستان و شمس الدين تبريزى و مولا جلال - الدين هم از اين انديشهء فاسد دورى جسته و اوحد الدين كرمانى را نكوهش فرموده است . » « 1 » بعضى از شعراى صوفىمسلك نظير : سنايى و عطار در وصف امردان شهرآشوب داد سخن داده‌اند :
شور در شهر فكند آن بت زنارپرست * چون خرامان ز خرابات برون آمد مست پردهء شرم دريده قدح مى در كف * شربت خمر چشيده علم كفر به دست هيچ ابدال نديدى كه درو درنگريست * كه نه در ساعت زنار چهل گز دربست
*
برديم بازار مسلمانى زهى كافر بچه * گرديم بندى و زندانى زهى كافر بچه با رخى چون چشمه خورشيد و زلفى چون صليب * تازه كردى دين نصرانى زهى كافر بچه
سنايى *
ترسابچه‌يى مولى همچون بت روحانى * سرمست برون آمد از دير به نادانى
هامش
( 1 ) - ر . ك : فروزانفر ، خلاصه مثنوى ، ص 263 .