تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
مىبازد و يا در قسطنطنيه ، پسر كافرى را مىبيند كه غارتگر دين و رشك صورتخانهء چين بود . . . » « 1 » در سفرنامهء بازرگانان ونيزى مىخوانيم كه . . . « هنگامى كه دومين بار اسماعيل صفوى به تبريز آمد كارى بس ننگين ، از او سرزد ، زيرا فرمان داد تا دوازده تن از زيباترين جوانان شهر را به كاخ هشت‌بهشت بردند و با ايشان عمل شنيع انجام داد و سپس آنان را به‌همين منظور به امراى خود داد ، اندكى پيش از آن دستور داده بود تا ده تن از بچه‌هاى مردان محترم را به همان ترتيب دستگير كنند . . . » « 2 » جالب توجه است ، كسانى كه براى تبديل آيين مردم از تسنن به تشيع از كشتن ده‌ها هزار آدمى بيمى نداشتند و ظاهرا سنگ دين را به سينه مىزدند ، هنگام غلبهء شهوت به وحشيانه‌ترين و بيشرمانه‌ترين كارها دست مىزدند و در اين موارد از دين و خدا و انصاف سخنى نمىگفتند .

حد زنا و كيفيت ثبوت آن در اسلام

بنا به مذهب حنفى ، زنا با شهود و اقرار متهم نزد امام ، قابل ثبوت است به‌اين‌ترتيب كه « چهار گواه گواهى دهند بر زنى و مردى به زنا و بايد كه وقت گواهى ، امام از ايشان سئوال كند كه زنا چيست و چونست و كى زنا كرد و با كه زنا كرد و در كجا زنا كرد . . . وقتى كه اينها را بيان كنند و گويند كه ديديم كه به فلان زنا كرد و وطى نمود در فرج او همچو ميل در سرمه‌دان ، و آن حاكم از حال ايشان پرسد در سر و علانيه و از عدالت ايشان ( يعنى گواهان ) آنگاه حكم كند و حاكم بايد او را حبس كند تا زمانى كه از حال گواهان پرسد و عدالت ايشان مسلم شود ، آنگاه حكم كند - زنا به اقرار وقتى ثابت شود كه شخصى عاقل و بالغ چهار بار در چهار جلسه اقرار كند به عمل زنا ، هربار كه اقرار كند حاكم اقرار او را رد كند ، و فى المثل گويد تو ديوانه‌يى و در عقل تو خللى است و از او اين سخن را قبول نكند ، تا او رود و از چشم قاضى دور شود ، چون بازآيد و اقرار كند باز رد كند تا چهار - بار ، چون در بار چهارم بر همان اقرار خود اصرار نمايد ، از او پرسد كه زنا چيست و چونست و كجا زنا كرد و با كه زنا كرده‌يى ؟ چون اين جمله را اقرار كند ، آنگاه حد بر او لازم آيد . » « 3 » يعنى بايد او را رجم ( يعنى سنگسار ) نمود و اول بايد گواهان سنگ زنند و
هامش
( 1 ) - ر . ك : رسالهء انيس العاشقين ، به اهتمام ايرج افشار ، به نقل از فرهنگ ايران‌زمين ، ج 15 ، ص 86 به بعد . ( 2 ) - ر . ك : سفرنامه‌هاى ونيزيان ، پيشين ، ص 429 به بعد . ( 3 ) - فضل اللّه روزبهان ، سلوك الملوك ، به اهتمام محمد نظام الدين و محمد غوث ، چاپ حيدر - آباد دكن ، ( 920 هجرى ) باب هشتم ، ص 370 .