تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
رسانيدند . . . » « 1 » بر خلاف بغداد خاتون كه در اثر دسايس اطرافيان فريب‌خورده بود ، زنان مقاوم و سرسختى بوده‌اند كه به‌هيچ‌وجه و در هيچ شرايطى به مردان هوسباز تسليم نشده‌اند .

مقاومت يك زن قهرمان

در كتاب داستانهاى ايرانى كه به وسيله نويسندهء گمنامى در عهد صفويه به رشتهء تحرير درآمده است ، ضمن حكايتى از انحرافات اخلاقى و زنبارگى بعضى از مقامات انتظامى و ناتوانى آنان در برابر تمايلات جنسى به تفصيل مطالبى نوشته و نشان داده است كه چگونه « يك زن زرگر » در مقابل دسايس و چرب‌زبانيهاى ، والى ، شحنه ، قاضى و محتسب مقاومت كرده و جملگى را با نيرنگ و مهارت به دام بلا افكنده و رسواى خاص و عام كرده است . زن زرگر در جواب قاضى شهر كه مىگويد : « اكنون شوهر تو پير شده و از كار افتاده است و تو زن صاحب جمالى ، اگر با من سر درآرى و ترك زرگر بگويى ، من دو هزار دينار ديگر زيادتى به تو بدهم . » چنين پاسخ مىدهد : « اى مرد دانشمند روا باشد كه به نامحرم نگاه كنى و . . . چنين سخنها گويى ؟ مردى تا نعمت داشت خوردم و از نعمت او پرورش يافتم ، اين ساعت كه چيزى نمانده ترك او كنم ؟ » « 2 » همين زن قهرمان در برابر محتسب كه مىخواست با زر و سيم و با زبانى نرم او را به دام عشق خود افكند ، به سختى مقاومت ورزيد : « برخاست و گفت : نه آخر تو محتسبى . . . روا باشد كه به زنان مسلمان طمع ورزى ؟ نمىدانى كه اگر زرگر بميرد و بعد از صد سال زنده باشم به وفاى او سر به بالين هيچ مردى ننهم . . . » در همين كتاب طى حكايت مشروحى ( در 30 صفحه ) از مقاومت و نيرنگ زن بنايى در مقابل وزيران پادشاه كرمان سخن رفته و سرگذشت و پايان اسفبار كار وزيران را با قلمى شيرين بيان كرده است . « 3 » در مملكت ايران ، در حالى كه طبقهء محروم به علت بىنوايى و فقر شديد ، از جميع لذايذ زندگى محروم و بىنصيب بودند ، طبقات متنعم با داشتن يك يا چندزن عقدى ، برحسب موقعيت مالى و اجتماعى خود تعداد كثيرى كنيز و غلام براى عياشى ، تفنن و خوشگذرانى در اختيار داشتند . سعدى شيرازى با اينكه مردى محافظه‌كار و به قول خودش از خوان نعمت بزرگان متنعم مىشد ، در باب هفتم گلستان ضمن توصيف جدال سعدى با مدعى در باب « توانگرى و درويشى » ريشهء علمى و اقتصادى بسيارى از انحرافات اجتماعى را به « مدعى »
هامش
( 1 ) - عباس اقبال ، تاريخ مغول ، ص 338 ( نقل به اختصار ) . ( 2 ) - داستانهاى ايرانى ، پيشين ، ص 49 . ( 3 ) - همان كتاب ، ص 75 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 360 | مرتضى راوندى