تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
هزل تعليم است آن را جد شنو * تو مشو بر ظاهر هزلش گرو هزلها گويند در افسانه‌ها * گنج ميجو در همه ويرانه‌ها
*
بيت من بيت نيست اقليم است * هزل من هزل نيست تعليم است

دلباختگان بغداد خاتون

يكى از زنان زيبا و دلرباى تاريخ ، « بغداد خاتون » دختر امير چوپان است . اين زن كه زيبايى و ملاحت او بر سر زبانها بود ، به قول خواندمير : « طراوت عذارش طعنه بر گلبرگ طرى زدى و صباحت رخسارش از ماه و مشترى گرو بردى . » پس از آنكه امير چوپان او را به ازدواج شيخ حسن بزرگ ، كه بعدها مؤسس سلسلهء جلايريان شد درآورد ، ابو سعيد ، آخرين شهريار نامدار عهد ايلخانيان دلباختهء او شد و صبر و قرارش از كف برفت . به موجب ياساى چنگيزى ، اگر سلطان را به زنى تعلق پيدا شود ، اگر آن زن شوهر داشته باشد ، شوهر ناچار بايد او را طلاق دهد و به حرم پادشاه فرستد . ابو سعيد با استفاده از اين قانون چنگيزى ، رسولى نزد امير چوپان فرستاد و او را از عشق سوزان خويش نسبت به دخترش آگاه ساخت . امير چوپان كه مردى مسلمان و باشخصيت بود از اين ماجراى عشقى سخت برآشفت ولى آشكارا سخنى نگفت . در نتيجه ، مناسبات ابو سعيد با امير چوپان به تيرگى گرائيد و كار اين كدورت بالا گرفت تا جايى كه منجر به - كشته شدن چوپان و طرد خاندان او شد . اين حوادث از شور و عشق ابو سعيد نكاست ، قاضى مبارك شاه را فراخواند و پيش امير شيخ حسن فرستاد تا او را وادار كند كه زنش را طلاق داده و به عقد ابو سعيد درآورد . بالاخره در اثر زور و تهديد ، شيخ حسن ناچار معشوق خود را طلاق داد ، ابو سعيد ديوانه‌وار در عروسى و زفاف تعجيل مىكرد ، ولى قاضى مبارك شاه كه در اين جريان تن به - قلتبانى داده بود ، ابو سعيد را بر آن داشت كه تا پايان عدهء شرعى صبر كند ، بالاخره مجلس جشنى باشكوه به‌پا ساختند و بغداد خاتون را بر تخت بخت ثانى جاى دادند ، ابو سعيد كه سخت شيفتهء بغداد خاتون بود ، او را در كارهاى كشورى شريك خود ساخت ، ولى اين شور و عشق نيز دوامى نيافت ، سلطان پس از چندى « دلشاد خاتون » را به نكاح خود درآورد و بغداد - خاتون را به دست فراموشى سپرد ، در نتيجه وى برآن شد از عاشق عهدشكن انتقام بگيرد ، با تمهيد مقدمات او را مسموم كرد . امرا ، پس از وقوف بر اين جريان ، بغداد خاتون را در حمام به وسيلهء چماقى به قتل