تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
كرد . . . در اين مقام است كه عاشق فراق را بر وصال ترجيح مىنهد و از فراق راحت و آسايش بيش مىيابد و همه روز به اندرون با معشوق مىگويد و از معشوق مىشنود و معشوق گاهى به لطفش مىنوازد و آن ساعت عاشق در « بسط » است و گاهى به قهرش مىگدازد و آن ساعت عاشق در « قبض » است . . . اى درويش هركه عاشق نشد پاك نشد و هركه پاك نشد به پاكى نرسيد و هركه عاشق شد و عشق خود را آشكار گردانيد ، پليد بماند و پاك نشد . از جهت آنكه آن آتش كه از راه چشم به دل وى نرسيده بود ، از راه زبانش بيرون كرد ، آن دل نيم‌سوخته در ميان راه بماند . از آن دل من بعد هيچ‌كار نيايد . . . » « 1 » در كتاب نزهة المجالس جمال الدين خليل شروانى ، جسته گريخته به مسائل جنسى و عوارض عشق و عاشقى اشاره شده است ، فى المثل در باب سوم در صفت شمع و شاهد ؛ در باب هشتم در عشق و صفت عشق ؛ و در باب نهم در دل و احوال آن و در باب دهم در غم و ذكر غم و مدح و ذم غم و شكر و شكايت از غم و در باب يازدهم در اوصاف و افعال معشوق سخن گفته و آن چهل و يك نمط است : 1 - در حسن و جمال 2 - در تشبيهات طره 3 - در تشبيهات زلف 4 - در تشبيهات ابرو و پيشانى و بناگوش 5 - در تشبيهات چشم و غيره 6 - در تشبيهات گوش و حلقه 7 - در تشبيهات خط 8 - در وصف نيكورويى 9 - در تشبيهات قد و بال 10 - در تشبيهات خيال 11 - در تشبيهات لب 12 - در بوسه دادن و نادادن 13 - در تشبيهات كمر و ميان . . . 15 - در لباسهاى او 16 - در بزرگوارى و ناز او 17 - در خوى او 18 - درآمدوشد او 19 - در نشست و خاست 20 - در خنده و شادى او 21 - در غم و گريه 22 - در بيمارى و بهى او 23 - در سفر و وداع و بازآمدن 24 - در هرجايى و بىوفايى او 25 - در عهدشكنى و كناره‌گرفتن او 26 - در عاشق شدن او 27 - در عيبها كه از ايشان گيرند 28 - در سخن گفتن و ناگفتن و جواب تلخ و دشنام او 29 - در آئينه نگريستن او 30 - در خواب و بيدارى او 31 - در جفا و سنگدلى او 32 - در عشوه و دم معشوق 33 - در وعده و انتظار او 34 - در شراب خوردن معشوق 35 - در ملازمت و زود سپرى شدن 36 - در سئوال و جواب 37 - در سراى و كوى و خانه او 38 - در خيال معشوق 39 - در اقبال معشوق 40 - در گرمابه شدن ، موى شانه كردن ، عرق كردن ، گلاب افشاندن ، سلاح پوشيدن ، در باز به دست گرفتن ، شست رگ زدن ، نماز و روزه ، در عيد گرفتن ، در ماه جستن ، در حنا بستن ، در كمان كشيدن ، در تير انداختن ، در طاق و جفت ، كبوتر تاختن ، شعر گفتن ، بر بالا ايستادن ، شرم كردن ، تاب خوردن . . . در معشوق قصاب ، در معشوق گازر ، در
هامش
( 1 ) - ر . ك : انسان الكامل . پيشين . ص 114 به بعد .