گهى شب روز كردم زان دو عارض * گهى گل توده كردم زان دو رخسار » « 1 »
« . . . فرخى در بعضى از اشعار پاى خود را از حد عفت و اعتدال فراتر نهاده و در مقدمهء بعضى از قصايد ، جزئيات روابط خود را با معشوقگان خويش بيان كرده و يا از زهد - فروشان رياكار ، و بادهنوشى آنان سخن گفته ، از رفتن ماه رمضان شادمان شده ، باده را حلال شمرده و همگنان را به عيشونوش خوانده است ، اين اشعار را بىشك در حضور ممدوحان مىخوانده و از الطاف ايشان بهرهمند مىشده است ؛ اما بايد ديد با همهء تعصب و سياست مذهبى دربار غزنه ، فرخى كه ناچار سليقهء ممدوحان خويش را در نظر مىگرفته ، چرا چنين سخنانى گفته است . مىتوان تصور كرد كه چند موضوع در اين كار تأثير داشته ، يكى سعهء عيش و روحيهء عشرتطلب و خوشگذران شاعر . . . ديگر آنكه شركت فرخى در محفل انس و خلوت ممدوحان و نوازندگى و شعر سرودن و باده نوشيدن در بزمهاى ايشان موجب مىآمده كه حجاب تشريفات و رعايتها و احتياطها از ميان برگرفته شود . . . » « 2 »
« روزه » از خيمهء ما دور همىشد به شتاب * عيد فرخنده فراز آمد با جام شراب
قوم را گفتم چونيد شمايان به نبيذ * همه گفتند صوابست صوابست صواب
چه توان كرد اگر روزه ز ما روى بتافت * نتوان گفت مر او را كه ز ما روى متاب
چه شود گر برود ، گو برو و نيك خرام * رفتن او برهاند همگان را ز عذاب
گر همه روى جهان زرد شد از زحمت او * شكر للّه كه كنم سرخ رخ از بادهء ناب » « 3 »
*
باده خور بر روى آن كز بهر او خواهى جهان * مى ستان از دست آن كز عشق او دارى خمار
دست او در دست گير و روى او بر روى نه * بوسه اندر بوسه بند و عشق با او خوش گذار » « 4 »
ملك الشعراى بهار ، در مقالهاى تحت عنوان « تأثير محيط در ادبيات » پس از توصيف محيط موفقيتآميز عهد سامانى و غزنوى و تأثير آن محيط در ادبيات و ديگر نمودهاى اجتماعى و ذوقى و عشقى - از آثار شوم حملهء مغول و تأثير نامطلوب آن در محيط اجتماعى ايران ياد مىكند و براى نشان دادن حرمانهاى جنسى و عشقى در آن دوران به گفتهء سعدى
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 143 .
( 2 ) - همان كتاب ، ص 461 به بعد .
( 3 ) - همان كتاب ، ص 15 .
( 4 ) - همان كتاب ، ص 79 .