تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
به‌اين‌ترتيب زن در اثر دلفريبى زنانه به‌عنوان يك « فتنه » و منبع خطر براى مردان شناخته شده است ، غزالى ، ازدواج را براى شكستن خطرات شهوت مفيد مىداند و مىگويد : « آنكه ازدواج كند نيمى از دين خود را حفظ كرده است پس بر او باد كه براى حفظ نيم ديگر از خدا بترسد . » براساس اين طرز فكر ، فياص ابن نجيح مىگويد : وقتى آلت جنسى مرد بلند مىشود ، دوسوم مذهبش از دست رفته است . و از قول ابن عباس مىگويند : « بلند شدن آلت جنسى مرد يك ابتلاى بزرگ است چرا كه در برابر اين آلت تحريك شده ، نه با عقل و نه با مذهب نمىتوان مقاومت كرد . . . » « 1 » تاريخ اسلام شاهد مردانى است كه صدها زن گرفته‌اند . . . دكتر نوال السعداوى بدون توجهء به اوضاع آن روز عربستان كه تعداد زنان بر مردان فزونى داشته مىنويسد : « با اينكه اسلام پذيرفته است كه تمايلات جنسى زن اگر از مرد بيشتر نباشد با تمايلات جنسى مرد برابر است معذلك از مرد نخواسته است كه به يك زن اكتفا كند . » چرا مذهب تا اين حد نيازهاى مردان را درك كرده و به آنها پاسخ مثبت داده است . . . و به‌عكس تا آن حد نسبت به زنان خشونت به خرج داده است . « 2 » . . . يك‌بار از ابن عباس خواسته شد كه نظرش را درباره استمناء بگويد ، او پاسخ داد كه « اف و تف ، ازدواج با كنيز از استمناء بهتر است و استمناء بر زنا ترجيح دارد . بنابر اين يك جوان تا قبل از ازدواج يكى از سه شر را بايد انتخاب كند ، از همه كم‌شرتر اينكه ( برده‌زنى ) را بگيرد ، بعد از آن استمناء است و از همه گناه‌آلودتر زناست . » « 3 »

موقعيت اجتماعى و اقتصادى زن

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ
( قرآن ) مردان بر زنان برترى و فرمان - روايى دارند ، چه مرد نسبت به زن از خرد و حكمت بيشترى برخوردار است . بنابراين قانونگزارى ، پيشوايى و امامت و ولايت برعهده مرد است . امام غزالى مىگويد : ازدواج فكر و دل مرد را از مشغوليات تدبير منزل ، پخت‌وپز ، جارو ، ظرفشويى و تأمين نيازهاى روزمره آزاد مى - كند . . . غليان احساسات و شهوت تو را نيز خاموش مىكند . « با اينكه حضرت محمد ( ص ) فقط با يك دختر باكره يعنى « عايشه » و چهارده زن بيوه مطلقه ازدواج كرده است و به باكره بودن زن پاىبند نبوده است ، معذلك بعد از او مسألهء
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 224 . ( 2 ) - همان كتاب ، ص 246 . ( 3 ) - همان كتاب ، ص 247 .