عايشه زن پيامبر در توضيح دوران جاهليت مىگويد : « تعداد شوهران ممكن بود تا دهتا برسد ، هريك از آنان مىتوانست بر زن وارد شود و در او دخول كند ، هرگاه او حامله مىشد به دنبال مردان مىفرستاد و هيچكدام نمىتوانست از آمدن سر باز زند ، آنان به دور او حلقه مىزدند و او به آنان مىگفت : « مىبينيد كه چه پيش آمده است من بچهاى به دنيا آوردهام « او پسر توست » و زن مرد مورد نظر خود را بهعنوان پدر و سرپرست بچه تعيين مىكرد و مرد نمىتوانست از قبول آن سر باز زند . » ( ابو الفرج اصفهانى ، الاغانى ، ج 16 ، ص 103 ) .
ابو الفرج اصفهانى مىنويسد : « موقعى كه يك زن بدوى ، شوهرش را طلاق مىداد در خيمهاش را تغيير مىداد يعنى اگر در خيمه به طرف شرق بود ، رو به مغرب باز مىكرد تا همه بدانند طلاق قطعى است . » « 1 »
پس از ظهور اسلام با تمام حقوق و امتيازاتى كه پيامبر اسلام ( ص ) در حق زنان مرعى مىداشتند ، « مردانى چون عمر بن خطاب در تحديد قدرت زنان كوشا بودند ، ولى حضرت رسول ( ص ) در مورد زنان ، روشى ملايم پيش گرفت . در مورد روابط جنسى ، حضرت به اعراب تأكيد مىفرمود كه « مبادا شما چون چارپايان بر روى زن خود افتيد » بلكه بايد ميان شما « پيامى » ردوبدل شود ، گفته شد چه پيامى ؟ گفت « بوس و كلام » .
غزالى نقل مىكند كه محمد ( ص ) يكى از نشانههاى ناتوانى را آن مىدانست كه « مرد با زن يا كنيز خود نزديكى كند و قبل از آنكه با او سخن بگويد و الفت گزيند و به - آغوشش كشد ، ادخال نمايد و پيش از آنكه نياز جنسى او را برآورد ، نياز خود را برآورده كند . » « 2 »
درحاليكه شرعا و اخلاقا بايد ارضاى تمايلات جنسى طرفين با هم انجام گيرد ، يعنى طرفين از لذت جماع برخوردار شوند .
پيامبر اسلام براى آنكه توجه مسلمانان را به تقوى و خويشتندارى معطوف دارد فرمود :
« پس از آنكه من از ميان شما بروم ، بزرگترين خطرى كه امت مرا تهديد مىكند ، و ممكن است آن را به هرجومرج بكشاند زنانند . » « 3 »
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 224 .
( 2 ) - همان كتاب ، ص 231 .
( 3 ) - همان كتاب ، ص 234 .