تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
داروها ، كلم ، حنظل و قار است كه به صورت قرص يا شياف به‌كار مىرفت . » « 1 » بنا به قول امام محمد غزالى هشت قرن پيش ، از « حجاب الواقى » يعنى از روده گوسفند براى جلوگيرى از آبستنى استفاده مىكردند . در صفحات بعد نويسنده از اينكه زنان با آن سوابق درخشانى كه در مبارزات سياسى ، اقتصادى و اجتماعى دارند ، امروز در بعضى كشورها به دلقكى بدل شده‌اند اظهار تأسف مىكند و يادآور مىشود كه امروز بانوان در بسيارى از كشورهاى اسلامى [ ! ] چهره خود را با رنگهاى گوناگون مىآرايند ، سينه‌هاى خود را به معرض نمايش مىگذارند و رانها را از زير دامنهاى كوتاه بيرون مىاندازند ، بر روى پاشنه‌هاى بلند كفش خود ، چون مستى لا يعقل از سويى به سوى ديگر تاب مىخورند و باسن و سينه‌ها را به نوسان درمىآورند و سرانجام چشمهايشان را با جوهر سياه ، خط چشم و مژه مصنوعى از زيبايى مىاندازند . . . درحالىكه زيبايى حقيقى ، زيبايى زنى است كه جز خود نباشد ، زنى كه براى به دام انداختن شوهر ، خود را به ظاهرى كه درواقع متعلق به او نيست نيارايد و سپس از بيم بيوفايى و از دست دادن شوهر ، شخصيتى دروغين را به عاريت نگيرد ، زيبايى ، به اندازهء باسن ، و چربى زير برجستگيها ، نيست ، بلكه حسن و زيبايى بيش از هرچيز مديون قدرت تفكر ، سلامت جسم و كمال نفس است . » « 2 » بسيارند زنانى كه به سبب شوق دستيابى به زيبائيهاى خيالى به اختلالهاى روانى دچار گرديده‌اند و آيندهء زندگى خود را در گرو اندازهء بينى و خميدگى مژه‌ها تصور مى - كنند . امروز در بسيارى از جوامع « . . . زن متجدد و اروپايىمآب » كه ترقى را در ظواهرى چون پوشيدن دامنهاى كوتاه و بيرون انداختن رانها ، به دست گرفتن چوب سيگار و دود كردن سيگارهاى بلند ، سركشيدن گيلاسهاى ويسكى يا شركت در قمار تا آخرين ته‌مانده - هاى جيب ، يا عرق ريختن و تكان خوردن بىوقفه به آواى ديوانه‌وار رقصهاى مدرن مىبيند ، تدريجا به يك پديده عادى شهرهاى بزرگ تبديل مىشود . با اين همه آنچه كه در زير اين نقاب پرزرق‌وبرق به حيات خود ادامه مىدهد هنوز زن است ، زنى سركوفته از نظر روحى ، جنسى و عاطفى ، كه ارزنده‌ترين هدف زندگيش را ازدواج با يك مرد ، اطاعت و خدمتگزارى او ، و كودك آوردن ( آن هم پسر ) مىپندارد . » « 3 » درحالىكه زنان در بسيارى از كشورهاى كهن ، از جمله مصر موقعيت اجتماعى و
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 134 . ( 2 ) - همان كتاب ، ص 167 . ( 3 ) - همان كتاب ، ص 169 .