همخوابگى با شيخ را كسب كرده و در اثر آن خلعت و مقررى ارزشمندى نيز دريافت كرده است .
در اروپاى قرون وسطا ارباب فئودال اين حق را داشت كه نخستين شب ازدواج هر دختر جوانى را كه خانوادهء او در املاك وى مىزيستند و يا شوهر آينده او يكى از رعاياى وى بود ، به خود اختصاص دهد ؛ اين حق توسط پادشاه ، فرمانروا و يا وليعهد در غياب آنها به فئودالها تفويض مىشد ، اين عرف در لاتين « حق شب نخست » ناميده شده است . » « 1 »
در تمام قرون وسطا ، فحشاء چون پديدهيى طبيعى در زندگى مردم باقى ماند ، در قرن هيجدهم ، فاحشهخانهها تحت نظارت دولت قرار گرفت ، بعدها فعاليت روسپيان تنظيم شد و براى جلوگيرى از ابتلاى مردم به امراض مقاربتى ، نظارت طبى معمول گرديد و با گذشت زمان و نظارت مستمر دولت ، مقرر گرديد كه حرفهء پرسود روسپيگرى مشمول پرداخت ماليات گردد . » « 2 » هر زن فاحشهيى كه از پرداخت ماليات سر باز مىزد به اتهام اشتغال به فحشاء به زندان مىافتاد .
قوانين و مقررات جنسى ، برحسب شرايط اقتصادى و اجتماعى و درجهء تمدن كشورها تغيير مىپذيرد چنان كه در جامعهء امروزى سوئد كه به كمبود حاد جمعيت و نيروى كار دچار است ، آزادى جنسى براى زنان شوهردار يا مجرد ، كاملا مطلوب و مقبول تلقى مىشود ، چه اين امر به ازدياد نسل در چارچوب ازدواج يا خارج آن منجر مىشود ، اما در كشور - هايى چون هندوستان و مصر كه با مشكل كثرت جمعيت روبرو هستند ، يك زن شوهردار در صورت به دنيا آوردن بيش از دو يا سه كودك ، به احتمال زياد تحت تعقيب قرار خواهد گرفت . . . قوانين جارى مصر امروز يك زن شاغل را از فرزند سوم به بعد از مزاياى حاملگى خود محروم مىكند . . . در تونس و سومالى ، عليرغم اسلامى بودن آنها [ ! ] « سقط جنين » به - عنوان راهى براى مقابله با رشد سريع جمعيت ، قانونى و مجاز اعلام گرديده است . » « 3 » درحاليكه اسلام مردم را به ازدواج و ازدياد نسل ترغيب كرده است و پيغمبر مىفرمايد :
« با زنانى كه مهربان و بارآورنده هستند ازدواج كنيد . » جالبتوجه است كه اطباى قرون وسطا تعليماتى براى جلوگيرى از باردارى از خود به جا گذاشتهاند : از جمله زكرياى رازى بزرگترين پزشك جهان اسلامى و برجستهترين طبيب قرون وسطا در كتاب الحاوى راه - هايى براى جلوگيرى از باردارى نشان داده است كه از آن جمله است : انزال منى در خارج ، جاى دادن بعضى داروها در رحم زن قبل از دخول ، بستن دهانه رحم . نمونهء اين
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 118 .
( 2 ) - همان كتاب ، ص 125 .
( 3 ) - همان كتاب ، از ص 129 به بعد .