جنسى او در آينده گردد ، گشايش دهانه مزبور تنها در صورت ازدواج مجدد مجاز خواهد بود . » « 1 »
يكى ديگر از مظالمى كه در بعضى از جوامع عرب نسبت به جنس « زن » روا مىدارد اين است كه نوزاد دختر مخصوصا در نواحى روستايى مورد استقبال قرار نمىگيرد ، هر زنى از هنگام تولد تا لحظهء مرگ از جامعه مىپرسد ، چرا برادر او مورد لطف و توجه بيشترى است ؟ در بعضى خانوادهها اين سردى و عدم استقبال تا آنجا پيش مىرود كه به طلاق و تنبيه جسمى مادر يا فحاشى نسبت به او مىانجامد . » « 2 » نويسندهء كتاب ، در ضمن مطالعات فراوانى كه در ميان گروههاى مختلف خلقهاى عرب انجام مىدهد ، مشاهده مىكند ، بعضيها نوزاد دختر را بعد از تولد زنده به گور مىكنند و بعضى ديگر چند سالى پس از تولد ، با « كمربند عفت » يعنى با بستن دهانهء مجراى تناسلى با سوزنهاى فولادى و نوعى قفل آهنى ، مانع دخول به دختر مىشوند ؛ اين رسم بدوى كه شبيه به ختنه سودانى است سبب مىشود كه با جراحى ، كليتريس و لبهاى بيرونى و درونى برداشته شود و دهانهء مجراى تناسلى با روده گوسفند دوخته شود و از آن تنها به اندازهيى كه نوك يك انگشت به زحمت امكان دخول پيدا كند بازمىگذارند تا راه ادرار و جريان قاعدگى بسته نشود .
دهانهء باريك مزبور به هنگام ازدواج شكافته و باز مىشود تا آلت تناسلى مرد امكان دخول پيدا كند ، به هنگام زايمان يك بار ديگر دهانه مزبور باز و مجددا بسته مىشود ، در مورد يك زن مطلقه دهانهء مزبور به كلى بسته شده و او عملا و براى بار دوم به يك باكره تبديل مىشود .
فقط در هنگام ازدواج مجدد باز دهانه باز خواهد شد . » « 3 » اين اقدامات غيرعادى و ظالمانه ، با مبانى مذهبى سازگارى ندارد ، چه يك مذهب اصيل خواستار حقيقت ، مساوات ، عدالت و عشق و زندگى كامل و سالمى براى همهء مردم ، اعم از زن و مرد است و هيچ مذهب راستينى ، خواستار بيمارى ، بريدن اعضاى بدن دختران خردسال و قطع يك عضو اساسى اعضاى تناسلى نمىتواند باشد . . . هنوز بعضى از پدران و مادران عمل ختنه را وسيلهء جلوگيرى از انحرافات جنسى بهشمار مىآورند ، اين طرز فكر اشتباه محض است ، آنچه يك دختر را از اشتباه و انحراف مصون مىدارد كندن يك قطعه گوشت نيست ، بلكه شعور و درك افراد نسبت به مسائل ، و داشتن هدفى باارزش ، در زندگى است كه فكر و توان آدمى را به كار مىاندازد .
هرچه سطح آگاهى ، افزايش يابد . هدفهاى ما به انگيزهها و ارزشهاى انسانى نزديكتر و تمايل
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 47 .
( 2 ) - همان كتاب ، ص 51 .
( 3 ) - همان كتاب ، ص 93 .