تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
گردن من كند و با شرمسارى بگويد : « پدر جان من عاشق شده‌ام » بايد چه‌كار كنم ؟ او را از اين عشق وحشتناك بترسانم و سرزنش كنم ؟ من نمىتوانم اين كار را بكنم . به جاى آن مىخندم و از او مىخواهم كه جزئيات را بگويد ، چرا ، بايد با وعظ و اندرز بى مورد اين روح تابناك را تيره و تار سازيم ؟