كار مساوى » بايد رعايت شود ، آنها همين كه خشنودى شخصىشان حاصل شد ، كارشان را تمامشده خيال مىكنند و از اينكه چه بر سر شركاى آنها مىآيد دلواپس و نگران نمىشوند .
بايد قبول كرد كه تعدادى از زنها به آسانى شركاى خود را متوجه نمىسازند ، چه موقعى به شوروحال شديد خود مىرسند ، و يا آنكه اصلا شوروحالى ندارند و اين واقعه را به علت شرمى دروغين و يا به دلايل عصبى پنهان نگه مىدارند ، برخى از زنها به علل عصبى به هيجان و شور شديد نمىتوانند برسند ، اما چون علاقه دارند شركاى خود را نوميد و مأيوس نگردانند ، نقش خودشان را چنان زيركانه بازى مىكنند كه حتى مجربترين مردها ، نيز فريب مىخورند . . . » « 1 »
پروفسور نامبرده در جاى ديگر مىنويسد : « . . . اگر مردى مقاربت را به تأخير بيندازد و در خلال مقاربت در نيل به اوج لذت تعويقى روا دارد يا به علت احترام به شريك است يا به سبب بهكار بردن ظرافت فنى . . . مرد نهفقط از راه تجربههاى گوناگون مىتواند متوجه شود كه زن چه مىخواهد و به چه چيزى احتياج دارد ، بلكه ذاتا و به اصطلاح با درونبينى مىتواند آنها را احساس هم بكند . . . تفاهم متقابل و همهء صميميتها و دوستيها از اين ريشهء مشترك بهوجود مىآيد . . . » « 2 »
* در كتاب انيس الناس اثر شجاع ضمن گفتگو از آداب عشق ورزيدن مىنويسد : « با زنان عاشقى و نظربازى بر وجه حلال كن و در هشيارى و مستى به شهوت مشغول مباش . . .
چه بهايم و حيوانات وقت هر كار ، ندانند و هر زمان كه خواهند پا بند كنند ؛ و در حالت مستى اشتغال منما ، چه در زمان مستى زيانكارتر بود ، ليكن به وقت خمار صواب افتد و مجامعت بسيار . . . به غايت زيانكار باشد . . . بعضى از حكما گفتهاند ، با صاحبحسنان صحبت بايد داشت و نظر بايد باخت و در اين حال چون نفس ، تقاضاى شهوت كند ، با زنان صاحب - حسن مجامعت بايد كرد . و در گرماگرم و سرماى سرد ، از مجامعت محترز بايد بود و در فصل بهار مشتغل ، چه . . . در فصل بهار . . . طبايع در بدن آدمى معتدل شود و منى زيادت گردد و آدمى را رغبت شهوت پيدا آيد . » « 3 »
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 216 به بعد .
( 2 ) - همان كتاب ، ص 220 .
( 3 ) - ر . ك : انيس الناس ، پيشين ، ص 187 .