تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
به‌خصوص در مورد مسائل جنسى كه اطلاعات نادرست و فقدان تدارك كافى ، راه را براى كشمكشهاى مختلف و اتلاف نيروى روحى و ايجاد حس حقارت در جوان هموار مىكند . » « 1 »

بيماريهاى روانى

ماسلو
( Maslouo )
مىگويد : « هر انسانى داراى يك ساختمان روانى است كه بايد همانند ساختمان جسمى وى مورد بحث و بررسى قرار گيرد ، سلامت كامل و رشد عادى وى كه شامل به واقعيت درآوردن آن سرشت و به كمال رساندن اين استعدادها و رسيدن به بلوغ مىباشد ، در راهى است كه اين طبيعت و سرشت پنهانى تعيين مىكند « . . . در نتيجهء ناكاميهاى روحى ، شخص احساس عجز و ناخشنودى مىكند و زندگى براى او بدون مفهوم و ناقص جلوه‌گر مىشود ، زيرا در نظر خود ، موفق به تكميل خويشتن نگرديده است . علاوه بر رفع احتياجات و غرايز بدنى تأييد و تحقق بخشيدن شخصيت ، مستلزم ارضاى احتياجات و غرايز روانى است . اين احتياجات بيش از غرايز بدنى تحت تأثير تعليم و تربيت و عوامل اجتماعى قرار مىگيرد . . . » « 2 » موريس دووژره ، ضمن بحث در پيرامون روانكاوى و سياست مىنويسد : « . . . نخستين مراحل كودكى در تكوين روانى فرد اهميت قطعى دارد . در اين دوران پدر و مادر ، نقش اساسى برعهده دارند ، از خلال رفتار آنهاست كه اول‌بار انسان وضع خود را نسبت به - جامعه تعيين مىكند . سپس اين روابط پدر و مادرى به طريق ناخودآگاه بر كليه روابط اجتماعى ديگر . . . اثر مىگذارد . اين نظريات مربوط به اهميت نخستين مرحلهء كودكى ، مبناى زيستى دارد كه پسيك آناليزها به آن اشاره كرده‌اند . . . كودك در اين مرحله از هستى خود ، در حالتى به سر مىبرد ، كه تمتع و آزادى بر آن سايه گسترده است . سراسر هستى وى بر جستجوى لذت بنا نهاده شده است . در اين مرحله كشش جنسى ، پراكنده ، چندشكل ، و نامتمركز است و بر اندامهاى خاصى از بدن به وسيلهء تظاهرات بسيار متنوعى بيان مىشود ، اين لذت‌جويى كودك ، با هيچ قاعدهء مخالفى برخورد نمىكند ، كودك پيوسته نمىتواند ديگران را وادار كند ، تا به وى لذت بخشند ، به او شير دهند ، با خود حملش كنند ، در گهواره‌اش نهند ، و نوازشش نمايند ، ولى ديگران نيز نمىتوانند وى را از لذت موجود منصرفش سازند ، هر دم كه بخواهد فرياد مىزند ، حركت مىكند ، مىخوابد ، جيغ مىزند ، « تخليه مىكند » به همين مناسبت زندگى كودكانه در سلطهء « اصل لذت » است . آدمى ، اندوه اين بهشت گمشدهء اوان زندگى را پيوسته در خود نگاه مىدارد .
هامش
( 1 ) - پروين بيرجندى ، روانشناسى رفتار غيرعادى ، ص 127 . ( 2 ) - همان كتاب ، ص 47 .