تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
شگفت آنكه ناراحتيهاى روانى ، بيش از جميع اختلالات جسمى ديگر سلامت فكرى ، و قدرت جنسى بشر را تهديد مىكند و وى را در بيمارستان بسترى مىسازد ؛ مثلا قريب 8 درصد افرادى كه اكنون در امريكا زندگى مىكنند ، مدتى از عمر خود را به علل ناراحتيهاى روانى در بيمارستان مىگذرانند . و در برابر يك تن از اين بيماران ، بيست تن وجود دارد كه گرچه به سختى بيمار نيستند ، ولى به كمكهاى روانشناسى محتاجند . . . » « 1 » با گذشت زمان و پس از قرنها مطالعه و بررسى در ايران براى نخستين‌بار ابو على سينا به بيماريهاى روانى توجه كرد و علت بسترى شدن جوانى را عدم دسترسى او به معشوق تشخيص داد . « . . . امروز در مورد بيماريهاى روحى ، ضمن رد عقايد جن‌گيران و جادوگران ، رفته‌رفته مرضاى روانى را از صومعه‌ها و زندانها كه سابقا محل نگاهدارى آنان بود ، به آسايشگاهها و بيمارستانهاى امراض روانى انتقال مىدهند . و اين نوع مؤسسات ، به صورت ابتدايى ، از قرن شانزدهم ميلادى به اين طرف به تدريج در ممالك مختلف پيدا شد ، نخستين بيمارستان روانى ، در صومعهء « سن‌مارى » در سال 1547 در لندن به دست هانرى ششم افتتاح شد و بعد از آن ، در ديگر كشورها بيمارستانهاى مشابهى تأسيس يافت . در ابتدا ، وضع اين بيمارستانها بسيار بد بود ، زيرا اولا مريضهاى روانى از هر نوع و در هر درجه از شدت كه بودند همه را با هم در يك جا نگاهدارى مىكردند و از طرفى هيچگونه معالجه دربارهء آنان عملى نمىشد و ماندن آنها در بيمارستان نوعى نگاهدارى تحت‌نظر بود ، مردم نيز هرقدر هم كه فهميده و باسواد بودند ، به بيمارستانهاى روانى فقط از جنبهء كنجكاوى مىنگريستند و معمولا وضع رقت‌بار بيماران و كثافت و بىنظمى و اعمال وحشيانه و زجرآورى كه بر اين‌گونه مريضان تحميل مىشد ، از قبيل غل و زنجير به دست و پاى آنها بستن و تازيانه زدن و گرسنگى دادن و غيره » « 2 » فقط حس نفرت ناظران را برمىانگيخت ، ولى اين وضع اسف‌انگيز با پيشرفت فرهنگ و تمدن بشرى دگرگون گرديد . دانشمندان پس از سالها پژوهش و تحقيق دريافتند كه رابطهء مستقيمى بين ساختمان فيزيولوژى و شخصيت انسان موجود است : « براى تأئيد اينكه رشد پسيكو بيولوژيك ( روانى - جسمى ) به‌صورت مستقل و مداوم صورت مىپذيرد ، استنتاج دانشمند شهير « گزل »
( Gesell )
را در اينجا ياد مىكنيم : « هر جنينى منحصربه‌فرد و بىمانند است ، و اين بىمانندى در تمام شئون زندگى وى رسوخ مىكند و اثر مىگذارد به‌طورىكه در مزاج روانى و حالت و رفتار و سلوك و طرق متمايز رشد وى نمايان مىگردد . كيفياتى نظير : آرامش
هامش
( 1 ) - دكتر پروين بيرجندى ، روانشناسى رفتار غيرعادى ( مرضى ) ص 3 و 4 ( به اختصار ) . ( 2 ) - همان كتاب ، ص 26 به بعد ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 308 | مرتضى راوندى