تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
رندان همه ترك مىپرستى كردند * جز محتسب شهر كه بىمى مست است
در اين عصر ، حافظ مىگفت :
دو يار زيرك و از بادهء كهن دو منى * فراغتى و كتابى و گوشهء چمنى من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم * اگرچه در پيم افتند هر دم انجمنى بيا كه رونق اين كارخانه كم نشود * به زهد همچو تويى يا به فسق همچو منى
قرنها قبل از حافظ ، خيام گفته بود :
گر باده خورى تو با خردمندان خور * يا با صنمى لاله‌رخ و خندان خور بسيار مخور فاش مكن ورد مساز * اندك خور و گه‌گاه خور و پنهان خور
در فاصلهء بين انقراض حكومت صفويه و استقرار دولت زنديه يعنى دوران پرآشوب نادر و جانشينان او كمتر كسى به اجراى تعاليم شرعى توجه مىكرد . كريمخان زند ، چنان كه تاريخ زندگى او نشان مىدهد ، مردى آزادمنش و عدالتخواه بود او بر خلاف نادر و آقا محمد خان قاجار ، طالب سعادت ، نيكبختى و شادكامى مردم بود و اگر مردم را دژم و اندوهناك مىديد ، سخت ناراحت مىشد و در مقام كشف علل ناخرسندى مردم برمىآمد . وضع خرابات و ميكده‌ها پس از عهد كريمخان زند : با مرگ كريمخان ، حقوق و آزاديهاى فردى و اجتماعى كه محصول مبارزات اجتماعى نبود ، بلكه فقط از بركت صفا و حسن نيت كريمخان نصيب مردم ايران شده بود ، بار ديگر متزلزل گرديد ؛ زكيخان كه در مقدس - مآبى و خون‌آشامى در تاريخ ايران كم‌نظير است ، پس از ورود به كرمان ، فرزندان كريمخان را با كند و زنجير محبوس نمود و به قصد عوامفريبى و توجيه كارهاى ناصواب خود دستور داد « خرابات و ميخانه‌ها را خراب و ويران نمودند و خمهاى باده را شكستند و خراباتيان باده‌پيما را « توبه نصوح » دادند . . . شاعر مىگويد :
مباش در پى آزار و هرچه خواهى كن * كه در طريقت ما غير از اين گناهى نيست
*
بس تجربه كرديم در اين دير مكافات * با دردكشان هركه درافتاد برافتاد « 1 »
حافظ پس از چندى در دورهء سلطنت صادق خان زند ، على نقى خان زند با دبدبه و طمطراق وارد شهر اصفهان مىشود « و خود و اتباعش در ماه رمضان المبارك به شرب بادهء خوشگوار با ساز و نواز مطربان و رامشگران نغمه‌پرداز مشغول شدند و در هرجا دختر جميلهء بىمثل و مانندى سراغ مىكرد ، مىفرستاد او را مىآوردند و مدخوله خود مىنمود و بعضى را به -
هامش
( 1 ) - رستم الحكماء ، رستم التواريخ ، به اهتمام محمد مشيرى ، ص 426 .