از بىرسميهايى كه در بعضى حكايات به سرهنگان يعقوب و سلطان محمود و حتى به تركان خليفه نسبت داده شده است ؛ البته بىتأثير نبود و نظير آن در ساير بلاد حتى در قلمرو فاطميان مصر نيز رواج يافت . . . درهرحال رندان و تردامنان در پيش چشم مردم به اين خانهها آمد و رفت مىكردهاند و در كتب ادب و قصص از نظم و نثر نام خرابات در رديف ميكده و دير مغان ، همهجا درين روزگاران هست . . . نظارت در كار خرابات ، بارها مورد توجه امراء و حكام واقع مىشده است . در بلاد مصر و شام در روزگار مماليك ، اينگونه منازل مختص به لهو و فساد را غالبا خانات مىگفتهاند و در بعضى موارد به امر سلطان ، خانات را غارت مىكردهاند ، شرابخانههاشان را تباه و نابود مىكردهاند ؛ روسپيها را هم به اختيار كردن شوهر وامىداشتند - در عهد ايلخانان مغول ، خرابات نهادن كه عبارت از فاحشه نشاندن باشد ، در بلاد مختلف رايج بود . در دورهء غازان چون جماعت خراباتيان ، كنيزكان را كه از اطراف مىآوردند به بهاى موافقتر از ديگران مىخريدند ؛ اكثر تجار در فروختن ايشان ميل به معامله آن جماعت مىكردند و بعضى از كنيزكان كه حميتى و قوتى داشتند ، در نفس خود نمىخواستند كه ايشان را به خرابات فروشند و به اجبار و اكراه مىفروختند و به كار بد مىنشاندند .
غازان خان فرمود تا زنان خرابات را هركدام كه بخواهند بيرون آيند بخرند و از خرابات بيرون بياورند و كنيزانى را هم كه ميل بدين كار ندارند ، به اكراه و اجبار بدان وادار ننمايند .
در اخبار سربداران هم هست كه : « وقتى حيدر قصاب از زيادى مالياتى كه سربداران از وى مطالبه مىكردند ، نزد خواجه شمس الدين ، امير سربدار شكايت كرد ؛ وى گفت : زن خود را در خرابات نشان ، و وجه من ده ( مجمل فصيحى 3 / 84 ) و گويند كه همين سخن ، حيدر قصاب را به قتل خواجه على واداشت . سطور فوق از وجود خرابات در سبزوار آنوقت و از وقوف سلطان بر آن حكايت مىكند .
در اخبار امير تيمور هم آوردهاند كه او خرابات و مصطبه از جميع ممالك برانداخت .
درصورتىكه مطابق نقل نظام الدين شامى « هر روز مبلغى چند تومان از سوق السلطان بغداد و تيمانچه تبريز و كوىدراز سلطانيه و بيت اللطف شيراز و كوىپايان كرمان و خرابات خوارزم به خزانهء دولت وى عايد مىشد .
عنوان بيت اللطف كه در عهد تيمور در باب خرابات شيراز و شايد بعضى بلاد ديگر گفته مىشد ، در دورهء صفويه تا حدى جاى خرابات را گرفت . در اين عهد تقريبا در اكثر بلاد ايران ، بيت اللطفها داير بوده است : مثلا در اصفهان چنان كه شاردن نقل مىكند . در زمان او متجاوز از 12 تا 14 هزار روسپى بوده است كه پروانهء خاص داشتهاند و چندين كوچه و
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 292
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٢٩٢