نمازگذار و دعاخوان و روضهشنو و سيدپرست و نذر و نياز ده بود ؛ چونكه شنيده بود كه با اين گونه كارها و توسلها مىتواند گناهان خود را آمرزيده شده بداند . . » « 1 »
تفريحات
هدايت مىنويسد : « شيخ جعفر كبير در شيراز ، امر كرد خمخانهاى كه بود بشكنند ، مباشر الحاح كرد كه دو هزار تومان ماليات ديوانى خمخانه است از من مىگيرند ، چارهاى بايد ؛ به شيخ عرض كردند اين گره از دست دختر نصر اللّه خان ايلخانى قشقايى گشوده بتواند شد . شيخ از معزى اليها ديدن مىكند ، وى ملكى در عوض به او مىبخشد كه جبران عوارض خمخانه شود ، اين حكايت را به اين شرح شنيدهام ، شكسته شدن خمها ثابت است ، جبران مردد ، بههرحال محمد مهدى خان شحنه ، در اين موقع رباعى ساخته است :
شيخى كه ز خامى بشكست او خم مى * زان عيش و نشاط بادهخواران شد طى
گر بهر خدا شكست پس واى به من * ور بهر ريا شكست پس واى به وى
رباعى را براى شيخ خوانده بودند ، ملاقات شحنه را درخواست كرده بود ، خواهى نخواهى شحنه خدمت شيخ مىرسد ، تقاضا مىنمايد كه خود رباعى را بخواند با تزلزل و هراس مىخواند ، شيخ بر سر خود مىزند ، بهطوريكه ضعف مىكند ، چون به هوش مىآيد مىگويد : و ليك انشاء اللّه براى خدا شكست . » « 2 » شيخ عطار قرنها پيش گفته بود :
مستى و مقامرى مرا بهتر از آنك * بر روى و ريا كنى صلاح اى ساقى
ام الخبائث
طالبوف در كتاب احمد مىنويسد : ام الخبائث دوتاست : يكى طمع و تصرف در اموال يا زحمات ديگرى و يكى ام الخبائث معروف ( يعنى انواع مسكرات و شراب ) . « 3 »
براون ، با ديد خاص خود و بدون توجه به معتقدات مذهبى ايرانيان مىنويسد : « ايرانى از هيچچيز بيش از اين لذت نمىبرد كه در آلاچيقى بنشيند و درحاليكه ريزش قطرات باران را تماشا مىكند ، جامى بزند و هواى مرطوب و فرحبخشى را كه پر از عطر گلهاى زندهشدهء از باران است استنشاق كند . . . باغ براى يكنفر ايرانى محل قدم زدن نيست ، بلكه جايى است براى نشستن با رفيقان يكدل و از ساز و شعر و حكمت سخن گفتن و اگر در چنين حالى بتواند ريزش قطرات باران را هم تماشا كند عيش او كامل مىشود !
هامش
( 1 ) - حيات يحيى ، ص 149 . ماخوذ از تحقيقات تاريخى دكتر جواد شيخالاسلامى در راهنماى كتاب ، آبان و دى 49 .
( 2 ) - هدايت ، خاطرات و خطرات ، ص 31 .
( 3 ) - عبد الرحيم طالبوف ، كتاب احمد ، ص 111 .