تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
جويبارش را به جاى آب مىديدم شراب * زير هر شاخى هزاران عاشق مخمور بود هاىهاى عاشقان با هوىهوى صادقان * كس ندانستى كه ماتم بود آن يا سور بود مر مرا ره داد دربان ، ديگران را منع كرد * ز آنكه نام من رهى در عاشقى مشهور بود
چنان كه مىدانيم پس از چندى خطمشى و طرز فكر سنايى تغيير كرد و تمايلات شديدى به عرفان و تصوف در او پيدا شد . قطعهء زير ظاهرا مربوط به دورانى است كه از ميخوارى و عشقبازى دست كشيده است :
نكند دانا مستى نخورد عاقل مى * در ره پستى هرگز ننهد دانا پى چه خورى چيزى كز خوردن آن چيز تو را * نى چنان سرو نمايد به مثل سرو چونى گر كنى بخشش گويند كه مى كرد نه او * گر كنى عربده گويند كه او كرد نه مى
سنايى در جاى ديگر در مذمت شراب مىگويد :
چيست حاصل سوى شراب شدن * اولش شر و آخر ، آب شدن در دل از سود او سرورى نه * هرچه او داد جز غرورى نه تو به دو دين و بخردى داده * او به تو ديوى و ددى داده تو ازو آن خورى كه مستى تست * او ز تو آن خورد كه هستى تست
مطالعات و نظريات دكتر زرين‌كوب نيز در پيرامون خرابات خواندنى است . « در لغت‌نامه‌ها ، خرابات عبارتست از روسپىخانه و جايى كه انواع فسق و فجور در آنجا رايج است ؛ ازاين‌رو ذكر آن با مصطبه و شرابخانه و قمارخانه و محل تفريح و فساد توأم است . . . اگر نزد بعضى از صوفيه ، از جمله شيخ محمود شبسترى خراباتى شدن از خود رهايى است ، باز خرابات همچنان منزلگاه رندان و تردامنان است نه جاى پاكان و نيكان ؛ رفت‌وآمد به - خرابات يعنى رستن از قيد ننگ و نام . در اوايل قرن چهارم هجرى ، كه مورخين و سياحان وجود زنان بدكاره‌يى را كه در چين يا هند كار به دستورى مىكرده‌اند ، در آثار خود ياد كرده‌اند ، غالبا به تأكيد مى - گفته‌اند كه در قلمرو مسلمانان از اين‌گونه جاها نيست ، با اينهمه در اواسط همين قرن بود كه در قلمرو اسلام نيز نشانه‌يى از اين خانه‌ها پديد آمد و در پى آن لفظ خرابات بيش‌وكم در السنه و افواه درافتاد . عضد الدوله ديلمى ، ظاهرا به بهانهء آنكه زنان خلق را از آسيب تجاوز لشكريان خويش در امان دارد ، زنان روسپى را در كار دستورى داد . حتى براى آنها مبلغى هم ماليات تعيين كرد ، كه مىپرداختند . اين رسم كه عضد الدوله بنا كرد در جلوگيرى