تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
« چون به محله ميرزا بهادر كه از جمله شرابخانه‌هاى مشهور خراسان است رسيديم ، از حويلى آواز هياهوى مستان و نوشانوش ايشان به اوج ثريا رسيده بود و غوغا و مشغله و غلغلهء حريفان در گنبد افلاك افتاد . . . »

آداب شراب خوردن به نظر شجاع

شجاع ، نويسندهء انيس الناس از مؤلفان نيمهء اول قرن نهم هجرى ، فصل هفتم كتاب خود را به « آداب شراب خوردن و شرط آن » اختصاص داده و چنين مىنويسد : « هرچند جوانان به قول كسى از لوازم جوانى باز نگردند ، اما به مداومت مقارنت شراب ارتكاب منماى ، تا سود دو جهانى يا بى . . . اگرچه جميع ليالى و ايام اقدام بر آن ممنوع ، اما شب جمعه را عزتى است . . . هركس كه در شب جمعه بر فسقى از فسوق به تخصيص كباير اتيان نمايد ، البته در آن شب بر او ملالى و رسوايى عايد گردد . . . در اين شب با درويشان و صلحا صحبت دار و سفره‌ها به تكلفشان پيش آر . . . . پس چون به شراب اشتغال نمايى ، بايد كه بر سر طعام نخورى ، مگر زمانى كه طعام كيلوس شده باشد . . . تا بتوانى به صبوحى عادت مكن . . . و البته هركس كه به بنگ و شراب صبوحى عادت نمايد مفلوك باشد ، بنگ و شراب صبوحى خاندانها خراب كرده است . . . آغاز شراب‌خوارى نماز ديگر كن تا اگر مست شوى شب نيز درآمده باشد و مردمان مستى تو نبينند و در مستى غوغا مكن چه بدمستى نامحمود باشد . بدان كه در مستى و صحبت ، غوغا كردن و نقل بسيار خوردن و سرود دايمى گفتن و خندهء بسيار و گريه بسيار كردن طريق بداصلان و طور سفلگان باشد . . . چون در صحرا و باغ به صحبت شراب مشغول باشى ، حالت سرخوشى را به مرتبهء مستى مرسان تا چون به خانه معاودت نمايى ، مستى در خانه خويش كنى . . . بپرهيز از لقمهء سيرى و كاسهء مستى . . . ظروف مجلس را از صراحى و جام و غيره تمام‌چينى ساز و آلات چينى بر آلات طلا و نقره مقدم دار چه ظروف چينى مفرح است . . . . . . چون مهمان چند داشته باشى . . . نوعى كن كه كمتر از مهمان آشامى تا از رعايت حال مهمان بازنمانى . . . لذت شراب تا زمان سرخوشى است و چون شخصى به مرتبه سرخوشى رسيد ، خود را مواظب بايد بود و اسراف نبايد نمود ! . . . از خواص شراب آنكه جوهر هركس چنان كه اوست از نيك و بد ظاهر گرداند . . . چون مهمان باشى در صحبت شراب به نزديك افضل و اشرف ابناء جنس خويش نشين و از قرب كسى كه به بداصلى و سفاهت موسوم باشد ، اجتناب واجب بين و به حكايات مليح و اشعار فصيح كه به اوقات و حالات مجلس و مجلسيان مناسبت داشته باشد ، صحبت خوش دار ، و از ترشرويى و قبض احتراز نماى . . و خود را از مستى و غايت سكر نگاه دار . . . حكما گفته‌اند : هيچ كيفيت الذ ( يعنى لذيذتر ) و خوشتر از كيفيت هشيارى نيست . . . اگر ضعيف المزاج باشى اندك آشام و عند غلبته الغثيان