تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
بهل آن باده را كه تر كردى * مخور اين سبزه را كه خر گردى

بنگ

بنگ ( كه معرب آن بنج است ) مايعى است دهنى از مشتقات چرس كه خوردنش سستى و بيهوشى و آشفتگى خيال آرد . ناصر خسرو گويد :
سپس بىهشان دهر مرو * گر نخوردى تو همچو ايشان بنگ « 1 »
به‌طورىكه از اشعار بعضى از شعرا برمىآيد ، غير از شراب ، از چرس و بنگ نيز براى تخدير اعصاب استفاده مىكردند . غير از خرابات كه مركز تجمع ميگساران بود ، ظاهرا بعضى از مردم بيكاره يا لاابالى در كوى و برزنها و معابر عمومى به مىنوشى مبادرت و گاه در اثر افراط در اين كار ، موجبات ناراحتى مردم را فراهم مىكردند به‌طورىكه خواجه رشيد الدين فضل اللّه در تاريخ مبارك غازانى نوشته است : مبارزه با شرب خمر : يكى ديگر از اقدامات نيك غازان ، مبارزه با عربده‌جويى و شراب‌خوارى است . وى براى مبارزه با اين حركات فرمان داد كليه كسانى را كه در بازارها و معابر عمومى به اين قبيل كارها دست مىزنند ، دستگير كنند و برهنه بر درختى ببندند ، تا مردم ضمن عبور و مشاهده وضع آنان عبرت گيرند و پيرامون اين كارها نگردند ، همچنين بازجويى منازل و تفحص در خانه‌هاى مردم كه وسيله‌يى براى مداخله « عوانان » در امور خصوصى و داخلى اشخاص بود قدغن « 2 » گرديد . نه‌تنها شعراى عصر غزنويان ، سلاجقه و خوارزمشاهيان ، بلكه شعراى عصر مغول و تيموريان نيز مكرر از عشرتخانهاى قرون وسطا نام برده‌اند . چنان كه سلمان ساوجى ، حافظ شيرازى و ديگر شعرا ، مكرر در وصف مى و ميخانه و خرابات سخن گفته‌اند :
مستى و عشق از ازل پيشه و آئين ماست * دين من اينست و بس كيست كه بر دين ماست خاك در مصطبه ز آب خضر بهتر است * چشمهء نوشين ما جرعهء دوشين ماست رندى و مىخوارگى قسم من امروز نيست * عادت ديرين دل ، پيشه پيشين ماست بستر و بالين من تا نشود خاك و گل * خاك و گل مصطبه بستر و بالين ماست
هامش
( 1 ) - مأخوذ از حواشى استاد همايى ، بر ديوان عثمانى مختارى . ( 2 ) - ممنوع .