تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
كه گاه‌وبيگاه از طرف زمامداران به‌وجود مىآمد ، بعضى از مردم ، همين كه موقع را مناسب مىيافتند ، با ميل بسيار به باده‌نوشى مىپرداختند ؛ بعضى از شعرا در وصف شراب و رنگ ياقوتى آن داد سخن داده‌اند ، به عقيدهء ابو نواس شاعر براى آنكه مجلس شراب گرم و بانشاط باشد ، شركت پنج تن يار همدل كافى است . نه‌تنها مردم عادى ، بلكه تنى چند از قاضيان در منزل وزير خليفه مهلبى ( متوفى در 964 ميلادى ) محرمانه ميگسارى مىكردند - جمعى از قاضيان كه مجتهدان اهل سنت بودند ، از جمله ابن معروف و تنوخى هفته‌يى دوبار دور هم جمع مىشدند و از بهترين شرابهاى قطربل و عكبرا ، در جامهاى طلايى مىريختند و به سلامت هم مىنوشيدند ؛ چون مست و خراب مىشدند ، به رقص و شادمانى برمىخاستند . روزى در سال ( 1031 م ) يكى از حاكمان شرع كه فقط به افشره رفع عطش مىكرد ، در مجلس سورى شركت كرد ؛ ميزبان او بطرى شربتى آورد كه روى آن نوشته بود « شربت از مغازهء اسحق الواسطى ؛ قاضى كه فريب برچسب بطرى را خورده بود ، به نوشيدن آن مشغول شد . . . چندان نوش كرد كه محتوى بطرى تمام شد ؛ ميزبان كه مهمان خود را مست و مخمور ديد دانست كه برچسب بطريها اشتباه بوده و محتوى بطرى چيزى جز شراب نبوده است ؛ ناچار براى حفظ آبروى مهمان ، طيلسانى بر سر او افكند و به منزلش هدايت فرمود . . » « 1 » محمد بن على بن سليمان الراوندى ، در راحة الصدور مىنويسد : « خمر خوردن اگرچه بر خلاف شريعت است و اخبار و آثار بسيار در عقوبت آن كردار آمده است اما در ملل متقدمه حلال بوده است و در آن زمان كسى از آن اجتناب ننموده و ملوك عجم عظمت و آرايش مجلس بزم بدان ساخته‌اند ، » يكى از كسانى كه به قصد عوامفريبى با ميخوارى و فحشاء مبارزه كرده و خود در عرق‌خورى و آدم‌كشى و نهب و غارت كم‌نظير بوده ، تيمور لنگ است . به حكايت مطلع السعدين « . . . جميع ممالك را از رجس خرابات و مصطبه ( يعنى ميكده و ميخانه ) پاك فرمود ؛ با آنكه هر روز مبلغ چند تومان از سوق السلطان بغداد و تيمانچه تبريز و كوى دراز سلطانيه و بيت اللطف شيراز و كوى بايان كرمان و خرابات خوارزم حاصل بود ، منافع اين مواضع را نابود انگاشت و رقم عدم بر دينار و درم آن نگاشت . » « 2 » به‌طوريكه از اشعار حافظ برمىآيد ، در عهد شاه شجاع ، بر خلاف دوران امير مبارز - الدين ، ميگسارى آزاد بوده است .
سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش * كه دور شاه شجاع است مى دلير بنوش
هامش
( 1 ) - على مظاهرى ، زندگى مسلمانان در قرون وسطا ، ص 106 به بعد . ( 2 ) - كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى ، مطلع السعدين ، به اهتمام عبد الحسين نوايى ، ص 118 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 274 | مرتضى راوندى