داخل باغهاى بزرگ مصفا نيز محلهايى براى وقتگذرانى و تفريح مردم پيشبينى شده بود .
در اين باغها به وسيلهء كانالهايى كه كنده شده بود ، آبى صاف و گوارا جريان داشت ؛ از بركت سير چشمهها و آبشارهاى مصنوعى و وجود درختان گوناگون نظير : تبريزى ، بيد ، انار ، سرو و پرتقال ، مردم مىتوانستند كه در زير سايهء مواج درختان ، روى نيمكتهاى آماده شده به تفريح و استراحت پردازند . عدهاى پس از خوردن كبابهاى مطبوعى كه روى آن شراب و ماء العسل ريخته بودند ؛ و شنيدن ساز و آواز و موسيقى بهوسيلهء كرجيهاى مخصوص به شهر مراجعت مىكردند . در اين مناطق ، براى كشت و زرع گندم و جو ، كانالهاى مارپيچى احداث كرده بودند و سراسر دشت پوشيده از زراعت بود .
بادهنوشى در ايران
يكى از تفريحات طبقات ممتاز و متوسط جامعهء ايرانى در دورهء قرون وسطا ميگسارى در مجالس جشن يا در ميخانهها و خرابات بود ، و با اينكه اين عمل از نظر شرعى و اخلاقى ممنوع و مذموم تلقى مىشد ، معذلك نهتنها بسيارى از افراد متنعم و طبقات حاكم زمان ، به ميگسارى مىپرداختند ، بلكه عدهيى از متفكرين و مردان حساس و شرافتمندى كه از ظلم امراى ستمگر و عوامفريبى رياكاران و يا از جهل و بيخبرى مردم رنج مىبردند ، براى آنكه ساعتى چند گريبان خود را از قيد عقل رهايى بخشند ، به مىنوشى مبادرت مىكردند .
در باب يازدهم ، عنصر المعالى مؤلف قابوسنامه در ترتيب شراب خوردن چنين مىگويد : « اما حديث شراب خوردن ، نگويم كه شراب بخور و نيز نتوانم گفتن كه مخور كه جوانان به قول كس ، از فعل خود بازنگردند كه مرا بسيار گفتند و نشنودم . . . بايد كه چون نان خورده باشى در وقت نبيذ نخورى . . . سه ساعت از طعام گذشته نبيذ خور ، تا هم از طعام بهرهور باشى و هم از شراب . . . مستى را ، به خانه بازآى و مستى به خانهء خود كن . . . از آنكه مردم در چهار ديوار خويش چون پادشاهى بود در ملك خويش . . . هميشه از نبيذ چنان برخيز كه هنوز دو پياله را جاى باشد و پرهيز كن از لقمهء سيرى . . . جهد كن تا هميشه مست نباشى كه ثمره سيكى « 1 » خوردن دو چيز است بيمارى و ديوانگى . . . خمار ، نوعى است از بيمارى ، پس چرا به كارى مولع بايد بودن كه ثمرهء آن بيمارى بود و يا ديوانگى . . . تا بتوانى صبوحى « 2 » مكن . . . » « 3 »
نهتنها در اعياد و جشنها ، بلكه گاه پس از مرگ عزيزان نيز كسانى بودند كه به ميگسارى مىپرداختند .
هامش
( 1 ) - به معنى : شراب ، جام شراب و شراب جوشيده ( برهان قاطع ، ص 686 )
( 2 ) - ميگسارى در صبح
( 3 ) - ر . ك : قابوسنامه ، پيشين ، ص 67 .