تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
گر دست دهد ز مغز گندم نانى * از مى دومنى ز گوسفندى رانى و آنگه من و تو نشسته در ويرانى * عيشى بود آن نه حد هر سلطانى
خيام قرنها قبل از خيام ، شاعر نيمه‌ايرانى ، ابو نواس ، تنها آب و سبزه و روى زيبا را دواى قلبهاى محزون شمرده است : ثلاثه يذهبن عن قلب الحزن الماء و الخضرا و الوجه الحسن .

تفريحات عمومى

در ميان تفريحگاههاى عمومى ، نخست بايد از ميخانه‌هايى كه در كنار دجله و فرات ايجاد شده بود سخن گفت . در اطراف مهمانخانه‌ها و ميفروشيهاى اطراف شهر كه بيشتر در كنار كاخهاى پارسيان يا صومعه‌هاى مسيحيان برقرار بود راهبان ، تاكستانهاى معروفى داشتند و شراب خود را مستقيما به مشتريان ، عرضه مىكردند . اين شرابها خيلى معروف بود . آنها روى شيشه‌هاى لاك و مهرشده مشخصات شراب و سال و عمر آن را كه گاهى به چهل ، پنجاه و گاهى به شصت سال هم مىرسيد ذكر مىكردند . گاهى شراب تازه را مستقيما و از خمره مىفروختند . با اينكه نوشيدن شراب شرعا ممنوع بود . حنفيها چنان كه گفتيم راه شرعى براى استفاده از شراب پيدا كرده بودند . در خرابات و ميخانه‌ها ، خوانندگان زن و مرد ، بازيگران و نوازندگان نى و زنگيان و كوليها وسايل تفريح خاطر مشتريان را فراهم مىكردند . بهرام پنجم پادشاه ساسانى ( 421 - 439 ) براى تفريح خاطر مردم عده‌اى از اين قبيل هنرمندان را از لاهور فراخوانده بود ، همين بازيگران بعدها به اسپانيا رفتند و هنر خوانندگى ، سيركبازى و تربيت حيوانات وحشى را كه يادگار تمدن هندى است به داوطلبان آموختند . از اين قبيل اماكن تفريحى ، در تمام طول دجله از سامره تا تكريت « 1 » و از الكرخ و المطير و دير الصوسى و القفس و قطربل ( كه در جانب باخترى بغداد قرار داشت ) يعنى در تمام طول سواحل فرات در هيت و عانة و طيزن و جاهاى ديگر تفريحگاههايى وجود داشت . مردم به اين مكانهاى تفريحى روى مىآوردند . شهرهاى بزرگ را انبوهى از پشه و مگس و زنبور فراگرفته بود و شمارهء زنبورهاى درشت پس از رسيدن خرما فزونى مىگرفت . غير از ميخانه‌ها كه ابن المعتز شاعر معروف آنها را بهشت موقتى خوانده است ! در
هامش
( 1 ) - اين شهر در سى ميلى شمال سامرا در جانب باخترى دجله قرار داشت و الكرخ و المطير نيز از بلاد كوچك آن حدود بود .