مىكشد ، اينك گفتار بيهقى : « . . . آنچه گفتهاند كه غمناكان را شراب بايد خورد تا تفت غم بنشاند ، بزرگ غلطى است ، بلى درحال بنشاند ، و كمتر گرداند ، اما چون شراب دريافت و بخفتند ، خمارى منكر آرد كه بيدار شوند و دوسه روز بدارد . . . » « 1 »
از ديرباز ، بعضى صاحبنظران ، بدون توجه به تعاليم اسلام و مضار شراب ، خوردن مى را در حد اعتدال تجويز كردهاند .
بعضى نيز براى رهايى از ناملايمات روزگار ، به نوشيدن شراب روى مىآوردند .
لب پياله ببوس ، انگهى به مستان ده * بدين دقيقه دماغ معاشران « تر كن » « 2 »
ابو العلاء معرى هشدار مىدهد !
ابو العلاء معرى ، به سختى به عناصر رياكار حمله مىكند و مىگويد :
« آگاه باش ! با آنكه تو آزاده هستى ، از وعاظ فريبكارى كه زنان را موعظه مىكنند ، گول خوردهيى ؛ واعظى كه صبح ، شراب را به شما حرام مىكند ، شب ، خودش با خاطرى آسوده مىنوشد . . . بعضى از آنها به شما مىگويند ، در اثر فقر برهنه ماندهاند ، درحاليكه جامهء آنها در گرو باده است . . . آنها دينى ندارند و عبادتى نمىكنند ، مواظب باش ، گول دستهايى را كه تسبيح حمل مىكنند ، نخورى . . .
بسيارند شيوخى كه با موى سفيد ، روز عبادت مىكنند و شب در درياى سالوس و خيانت شناورند . . . » « 3 »
اكنون نمونهيى از رباعيات خيام را در پيرامون مى و ميگسارى مىآوريم :
گويند كسان بهشت با حور خوشست * من مىگويم كه آب انگور خوشست
اين نقد بگير و دست از آن نسيه بدار * كاواز دهل شنيدن از دور خوشست
*
مى خوردن و شاد بودن آئين منست * فارغ بودن ز كفر و دين ، دين منست
گفتم به عروس دهر كابين تو چيست * گفتا دل خرم تو كابين منست
*
در دهر چو آواز گل تازه دهند * فرماى بتا كه مى به اندازه دهند
از حور و قصور ، وز بهشت و دوزخ * فارغ بنشين كه آن به آوازه دهند
*
هامش
( 1 ) - تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 5 - 6 .
( 2 ) - نگاه كنيد به لغتنامهء دهخدا ، حرف « ت » شماره مسلسل 107 ، ص 607 .
( 3 ) - عمر فروخ ، عقايد ابو العلاء ، ترجمهء خديوجم ، ص 201 .