تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
مىكشد ، اينك گفتار بيهقى : « . . . آنچه گفته‌اند كه غمناكان را شراب بايد خورد تا تفت غم بنشاند ، بزرگ غلطى است ، بلى درحال بنشاند ، و كمتر گرداند ، اما چون شراب دريافت و بخفتند ، خمارى منكر آرد كه بيدار شوند و دوسه روز بدارد . . . » « 1 » از ديرباز ، بعضى صاحبنظران ، بدون توجه به تعاليم اسلام و مضار شراب ، خوردن مى را در حد اعتدال تجويز كرده‌اند . بعضى نيز براى رهايى از ناملايمات روزگار ، به نوشيدن شراب روى مىآوردند .
لب پياله ببوس ، انگهى به مستان ده * بدين دقيقه دماغ معاشران « تر كن » « 2 »

ابو العلاء معرى هشدار مىدهد !

ابو العلاء معرى ، به سختى به عناصر رياكار حمله مىكند و مىگويد : « آگاه باش ! با آنكه تو آزاده هستى ، از وعاظ فريبكارى كه زنان را موعظه مىكنند ، گول خورده‌يى ؛ واعظى كه صبح ، شراب را به شما حرام مىكند ، شب ، خودش با خاطرى آسوده مىنوشد . . . بعضى از آنها به شما مىگويند ، در اثر فقر برهنه مانده‌اند ، درحاليكه جامهء آنها در گرو باده است . . . آنها دينى ندارند و عبادتى نمىكنند ، مواظب باش ، گول دستهايى را كه تسبيح حمل مىكنند ، نخورى . . . بسيارند شيوخى كه با موى سفيد ، روز عبادت مىكنند و شب در درياى سالوس و خيانت شناورند . . . » « 3 » اكنون نمونه‌يى از رباعيات خيام را در پيرامون مى و ميگسارى مىآوريم :
گويند كسان بهشت با حور خوشست * من مىگويم كه آب انگور خوشست اين نقد بگير و دست از آن نسيه بدار * كاواز دهل شنيدن از دور خوشست
*
مى خوردن و شاد بودن آئين منست * فارغ بودن ز كفر و دين ، دين منست گفتم به عروس دهر كابين تو چيست * گفتا دل خرم تو كابين منست
*
در دهر چو آواز گل تازه دهند * فرماى بتا كه مى به اندازه دهند از حور و قصور ، وز بهشت و دوزخ * فارغ بنشين كه آن به آوازه دهند
*
هامش
( 1 ) - تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 5 - 6 . ( 2 ) - نگاه كنيد به لغتنامهء دهخدا ، حرف « ت » شماره مسلسل 107 ، ص 607 . ( 3 ) - عمر فروخ ، عقايد ابو العلاء ، ترجمهء خديوجم ، ص 201 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 264 | مرتضى راوندى