عقيدهء بعضى از شعرا و صاحبنظران
بسيارى از شعرا ، به غلط مى خوردن را ، كه منشاء بسيارى از بيماريهاست رمز شاد زيستن دانستهاند : از جمله ابو شكور بلخى مىگويد :
ساقيا ، مر ، مرا از آن مى ده * كه غم من به دو گسارده شد
و دقيقى مىگويد :
بيا تا مى خوريم و شاد باشيم * كه هنگام مى و ايام شادى است
و عنصرى پيشنهاد مىكند كه :
شاد زى با سياهچشمان شاد * كه جهان نيست جز فسانه و باد
ز آمده شادمان ببايد بود * وز گذشته نكرد بايد ياد
باد و ابر است اين جهان فسوس * باده پيش آر ، هرچه بادآ باد
به نظر رودكى :
مى آرد شرف مردمى پديد * آزادهنژاد از درم خريد
مى ، آزاده پديد آرد از بداصل * فراوان هنر است اندر اين نبيذ
بسا ، دون بخيلا كه مى بخورد * كريمى به جهان ، در پراكنيد
رودكى ، در وصف مى و معشوق اشعار فراوانى سروده ولى او كه طرفدار فرقهء اسماعيليه و مردى صاحبنظر بود ، شاد زيستن را تنها در مى و معشوق نمىداند ، بلكه چون حكما و فلاسفه و پيروان عقل و منطق ، سلامت جسم ، و اخلاق پسنديده و نيكونامى و فهم و خرد را شرط سعادت و نيكبختى آدميان مىداند :
چهار چيز مر آزاده را ز غم بخرد * تن درست و خوى نيك و نام نيك و خرد
هر آنكه ايزدش اين چهار ، روزى كرد * سزد كه شاد زيد جاودان و غم نخورد
* فردوسى طوسى در بهرامنامه مىگويد :
بر اندازه بر ، هركسى مى خوريد * از آغاز ، فرجام خود بنگريد
چو مىتان به شادى شود رهنمون * بخسبيد تا تن نگردد زبون
* رودكى خصوصيات يكى از مجالس بزم بزرگان را در حدود يازده قرن پيش چنين توصيف مىكند .
از چكامهء معروف « مادر مى » :
. . . مجلس بايد بساختن ملكانه * از گل و از ياسمين و خيرى الوان
نعمت فردوس گستريده ز هر سو * ساخته كارى كه كس نسازد چونان