تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
طبقهء ثروتمند را نشان مىدهد : « پسر بازرگانى پس از مرگ پدر ، بيشتر ضياع پدر بفروخت و ده غلام بخريد و اسب و ساز ساخت و گاهگاه برنشستى ، بيرون شدى و گوى باختى و چون به شراب خوردن نشستى غلامان را در پيش خود برپاى كردى و برين نوع زندگانى مىكرد ، تا سرمايه‌اى كه داشت در نفقهء غلامان و اسبان به آخر رسيد پس غلامان و اسبان را بفروخت و درازگوشى بخريد و هر روز پالانى بر آن خر نهادى و بر آن برنشستى و چاكرى را با خود ببردى و گوى زدى و به خانه بازآمدى و به شراب خوردن نشستى و آن خدمتكار وقت شراب خوردن در پيش او برپاى بودى و او را خوش باد و نوش گفتى و بر ريش او مىخنديدى . . . » « 1 »

ضرر ميگسارى

در كتاب داستانى طوطىنامه از آثار قرن هشتم هجرى ، نيز به نتايج زيانبار مىخوارى اشاره شده است : « شبى طايفه‌اى از دزدان ، به خانهء منعمى دررفتند و پيش از آنكه دست به گنجينه يازند ، قنينه‌اى « 2 » از مى يافتند ، با همديگر گفتند : بارى چاشنى از اين شراب برگيريم و زمانى كام وقت . . . خويش كنيم كه اموال خود كجا رود ؟ به تدريج تحويل خواهيم نمود به شرط آنكه سخن را آهسته گوئيم و كلمات نهفته بر زبان آريم ؛ چون قدرى از آن صراحى در حلق خويش ريختند و گوشها از حدت آن كميت گرم گشت همان كلمه را ( كه سخن آهسته و نهفته گوئيم ) گفته بودند به نغم و ترنم بلند گفتن گرفتند و از هيچكس هراس نداشتند . زمزمه به گوش صاحب سراى رسيد ، بيدار گشت و از جرأت ايشان متحير ماند در حال عمودهاى گران بر دست كرد و در باب مستان دستبردى سخت به‌جاى آورد ، چنان كه همه هوشيار گشتند و از آن سراييدن بيمعنى بگذشتند . . . » « 3 »

ميگسارى بعضى از سلاطين و خلفا

به‌طوريكه جاحظ نوشته است ، سلاطين ساسانى هر سه روز يك بار به عيش و سرور مىپرداختند ، مگر بهرام گور و ( اردوان ) سردار شاپور كه در ميگسارى افراط مىكردند . از خلفاى بنى اميه يزيد بن - معاويه دائم الخمر بود ولى عبد الملك مروان به هر ماه يك بار به افراط ميگسارى مىكرد و مى - گفت : اين كار براى تنوير خرد لازم است ، زيرا كدورت فكر را زايل گرداند . وليد بن عبد الملك يك‌روز در ميان باده‌نوشى مىكرد و عمر بن عبد العزيز ( شريفترين خلفاى اموى ) از روزى كه به خلافت نشست تا زمانى كه عمرش به سر رسيد نه لب از باده تر كرد و نه گوش به غنا سپرد ، و هشام به هر آدينه مستى مىكرد ؛ و يزيد بن وليد و وليد بن يزيد ، عمر را به ميگسارى و بطالت گذرانيدند . . . مهدى و هارون ، يك‌روز در ميان و هارون به هر جمعه دوبار شراب مىنوشيد . . . مأمون در آغاز خلافت خود به روزهاى سه‌شنبه و جمعه به بزم مى -
هامش
( 1 ) - محمد عوفى ، جوامع الحكايات ، باب يازدهم از قسم سوم ، ص 333 ، ( 2 ) - ظرف شراب . ( 3 ) - ر . ك : طوطىنامه ، به اهتمام آل احمد ، ص 434 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 259 | مرتضى راوندى