تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
المنى عمرك ؛ و امساك در جماع را موجب طول عمر مىدانسته است :
احفظ منيك ما استطعت فانها * ماء الحياة براق من الارخام
باز در حين مرض هم بىدريغ عنان اختيار به دست شهوت مىسپرده است . گويند پرسيدندش با اينكه مىدانى نزديكى زنان ترا زيان دارد و از عمرت مىكاهد ، چرا از ايشان دورى نمىكنى ؟ گفت : من كيفيت زندگى را طالبم نه كميت آن را و به عبارت ديگر من عرض زندگى را خواهانم نه طول آن را . . . » « 1 » زنان و مردانى كه بىتحاشى « * » شراب مىخوردند : ناصر خسرو در سفرنامهء خود مىنويسد : پس از آنكه از آذربايجان به خاك عثمانى وارد شدم و « از آنجا به بوان و دسطان رسيدم ، در بازار آنجا گوشت خوك ، چنان كه گوشت گوسفند مىفروختند و زنان و مردان ايشان بر دكانها نشسته شراب مىخوردند ، بىتحاشى . » « 2 »

سخنان ناصر خسرو و ديگر صاحبنظران در زيان شراب

ناصر خسرو در سفرنامهء خود مىنويسد : « پس از آنكه از مرورود به « جوزجانان » شدم قريب يك ماه ببودم و شراب پيوسته خوردمى ؛ پيغمبر مىفرمايد كه قولوا الحق و لو على انفسهم ( يعنى سخن حق را بگوئيد اگرچه به زيان شما باشد ) ، شبى در خواب ديدم كه يكى مرا گفتى : چند خواهى خوردن از اين شراب ، كه خرد از مردم زايل كند اگر به هوش باشى بهتر ، من در جواب گفتم : كه حكما جز اين چيزى نتوانستند ساخت كه اندوه دنيا كم كند ، جواب داد ، در بىخودى و بىهوشى راحتى نباشد . چيزى بايد طلبند كه خرد و هوش را بيفزايد ؛ گفتم : كه من از كجا آرم ؟ گفت : جوينده يابنده باشد . . . با خود گفتم كه از خواب دوشين بيدار شدم ، اكنون بايد از خواب چهل ساله نيز بيدار شوم ؛ انديشيدم تا همهء افعال و اعمال خود بدل نكنم فرج نيابم . » « 3 » ناصر خسرو در ديوان اشعار و ديگر آثار خود نيز به خطاهاى دوران شباب اشاره مى - كند و مىنويسد : . . . در بهار زندگى چون خر به سبزه رفته . . . بر خود باليده كه مثل من كسى در جهان نيست كه « هم شاطر ظريفم و هم شاعر و دبير » و بعد يادآورى مىكند كه باده‌گساريها كرده چشمش به اميد صله هميشه بر دست توانگران بوده از خويشان يتيم و از همسايگان فقير دستگيرى نكرده و زبان فصيح خويش به هزل و لهو و محال گشوده است ، و با بيانى تلخ و دردناك خطاب به خود مىگويد :
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص « كه » . * پرهيز كردن ، امتناع كردن . ( 2 ) - ر . ك : سفرنامه ناصر خسرو ، چاپ 1314 ، ص 6 . ( 3 ) - همان كتاب ، ص 3 .