نادان و شهرى و روستايى به آن مىپردازند ( دودكشى ) يا بهتر بگويم : فروبردن دود توتون و تنباكوست » . سپس به بيان تاريخچهء دودكشى مىپردازد : « صدهء هفدهم ميلادى در اروپا دورهء رواج دودكشى بود ، در اين صده ، دودكشى از انگلستان به همهجاى اروپا رسيد ، بلكه چنان كه خواهيم ديد به آسيا و آفريقا نيز پا نهاد ، با آنكه در همهجا دولتها دشمنى مىنمودند و كشيشها آواز بههم داده ، دودكشان را بىدين مىخواندند و در همهجا بند و زندان و كيفرهاى سختتر ديگر بهكار مىرفت ، با همهء اينها رواج دودكشى روزافزون بود . » سلطان مراد عثمانى با رواج دخانيات به سختى مبارزه مىكرد ، چنان كه يك بار به او خبر دادند كه در فرودگاه ( اوچبكار ) چهارده تن پنهانى در جايى نشسته دود مىكشند ، پادشاه با رخت ناشناس ناگهان بر سر ايشان رسيد و همگى را دستگير كرد و كشت . . .
در حلب نيز 20 نفر گرفتار گرديده كشته شده بودند . . . »
با تمام اين اقدامات ، مبارزه با مواد مخدر ، مؤثر نيفتاد ، بازرگانان به نقل و انتقال اين مادهء زيان - بخش كمك كردند ، دولتها در مقام مبارزه ، بر آن شدند كه بر مواد دودزا مالياتهاى سنگين ببندند و اين اقدام و تلاش نيز مؤثر نيفتاد ، بلكه بر عايدات دولتها ، مقدار معتنابهى افزوده شد ، بههمينعلت دشمنى دولتها به تدريج به دوستى مبدل شد . از دورهء صفويه به بعد چنان كه گفتيم اين مادهء زيانبخش به زن ايرانى با قليان يكصد سال قبل
ايران راه يافت و به تدريج بين عامهء مردم رواج گرفت . تاورنيه مىنويسد : « مردم در قهوهخانهها جمع مىشدند و به بحث و گفتگو مىپرداختند ، در عهد شاه عباس مبارزهء شديدى عليه مواد مخدره صورت گرفت . ولى پدرش شاه صفى كه مردى شقى و بيرحم بود نسبت به كسانى كه به دودكشى خو گرفته بودند ، با سختى و شقاوت رفتار مىكرد . چنان كه يك بار چند هندى را به گناه كشيدن دود به دربار بردند و در گلوى آنها سرب گداخته ريختند . . . با اينحال دودكشى در ايران نيز پايان نيافت ، بلكه كشيدن قليان كه ظاهرا از مخترعات ايرانيان است به كشيدن چپق افزوده شد . محمد رضا بيك فرستادهء شاه سلطان حسين به دربار لوئى چهاردهم در سفرها همهجا قليان را با خود مىبرد و با تشريفات و مقدمات بسيار از آن استفاده مىكرد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 243
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٢٤٣