بود كه كسى اجازه ندارد روز جمعه در كنار زايندهرود بنشيند و تفريح كند .
اصفهانيها معمولا روزهاى جمعه با غذا از منزل خارج مىشدند و پس از خوردن ناهار و تفريح و هواخورى هنگام عصر به منزل خود برمىگشتند . ديگر از فرمانهاى شاه اسماعيل سوم ( كه خود شبها به انواع مفاسد و منكرات دست مىزد ) اين بود كه بازار اصفهان و دكانهاى ديگر بايد هنگام غروب آفتاب تعطيل شود و دكاندارها به مساجد بروند و عبادت كنند . . . اصفهان در بين شهرهاى ايران يگانه شهرى بود كه زندگى شبانه داشت و اين زندگى شبانه را شاه عباس بهوجود آورد . . . جهانگردان خارجى كه وارد اصفهان مىشدند مىگفتند كه اصفهان يگانه شهر ايران است كه هنگام شب ، روشن مىباشد و شهرهاى ديگر از غروب آفتاب تاريك مىشود . » « 1 »
شك نيست كه اگر اسماعيل سوم مانند شاه عباس و كريمخان زند از عقل سليم برخوردار بود به صدور اين قبيل احكام مبادرت نمىنمود و مردم را از تفريحات سالم محروم نمىكرد ، يكى ديگر از فرامين ابلهانه او اين بود كه مردم را مجبور مىكرد كه فقط در روز - هاى بخصوص سر را بتراشند و ريش را اصلاح كنند ، هركس ريش خود را در غير ايام مقرره بتراشد محكوم به مجازات چوب خوردن بود ، در نتيجه ، صنف سلمانى مجبور شدند كه هر هفته سه روز دست از كار بكشند . . . » « 2 »
استفاده از مواد مخدر پس از صفويه همچنان ادامه يافت و تا حدود نيمقرن پيش ترياك بهطور علنى در قهوهخانهها معمول بود ولى از آن پس به تدريج در اثر فشار سازمانهاى بينالمللى دولت محدوديتهايى براى معتادين ايجاد كرد ولى كشيدن قليان و چپق نيز همچنان دوام يافت . چپق مانند قليان « وسيلهايست براى دود كشيدن و اساسا مركب از لولهيى است كه از يك طرف به سر چپق متصل مىشود ، چپق از ديرباز مورد استفاده قرار مىگرفته است ، پس از استعمال توتون در اروپا در اين قاره نيز از آن استفاده شده است ؛ منتها چپقهاى اروپائيان ، لولهيى كوتاه دارد ، پس از ورود توتون به عثمانى ، لوله درازى براى آن ساختند و آن را چوپوق ناميدند . » « 3 »
از دورهء قاجاريه ، در اثر اشاعه و انتشار افكار جديد ، مردم بااطلاع و اروپاديده و تحصيلكرده متوجه زيانهاى مواد مخدره مخصوصا ترياك و چپق شدند و در محافل و مجالس خصوصى عليه اين مواد زيانبخش داد سخن مىدادند ، از جمله در ميان متأخرين حاج پيرزاده نائينى با كشيدن دخانيات مخالف بود ؛ « مىگويند ، هرجا زارعى را مىديد كه به كشيدن چپق
هامش
( 1 ، 2 ) - ژان گوره ، خواجهء تاجدار ، ص 173 ، 180 .
( 3 ) - ر . ك : دائرة المعارف فارسى ، ص 793 .