مشغول است ، چپق او را مىشكست و در بهاى آن وجهى مىداد و مىفرمود : برو آبنبات بخر و بمك ، تا مگر از شر توتون برهى . » « 1 » كجاست حاج پيرزاده تا ببيند كه بسيارى از نوجوانان امروزى ما ، به جاى ورزش و تفريحات سالم ديگر از بام تا شام با ولعى تمام سيگار مىكشند و با اين كار تيشه به ريشهء سلامتى خود مىزنند .
قليان كشيدن نيز از دورهء صفويه به بعد همچنان دوام يافت ؛ سرهنگ دروويل قليان كشيدن طبقات ممتاز را در عهد قاجاريه بر روى اسب چنين توصيف مىكند : « ايرانيان به هنگام سفر با اسب ، ضمن راه نيز قليان مىكشند ، براى اين كار لولههاى نرم و سبكترى به طول 15 يا 20 پا به تنه قليان وصل مىكنند ، در اين صورت پيشخدمت قليان چاقشده را در دست راست و دهنهء اسب را در دست چپ مىگيرد و ارباب چند قدم جلوتر به حال قليان كشيدن پيش مىرود . . . » « 2 »
سماور
در دورهء سلطنت شاهرخ نوهء نادر شاه براى اولين بار سماور از روسيه وارد ايران شد ، تا مدت هشتاد سال همواره سماور از روسيه وارد ايران مىشد ، تا دوران صدارت امير كبير فرارسيد ، وى صنعتگران ايرانى را تشويق كرد كه سماور بسازند ؛ از سماور در آغاز امر براى تهيهء قهوه استفاده مىكردند ، بعدها كه چاى وارد ايران شد ، از سماور براى آماده كردن چاى نيز استفاده شد . . . » « 3 »
چاى
درخت يا درختچهايست كه از برگ آن براى تهيهء چاى استفاده مىشود ، بوتهء اصلى چاى سبز است و اصلش از آسياى شرقى است ، ارتفاع آن ممكن است به ده متر برسد ولى چون شاخ و برگهاى آن را مىبرند ، معمولا به - ارتفاع حدود 5 / 1 متر مىرسد . هندوستان ، سيلان و اندونزى از مراكز مهم تهيهء چاى است ؛ از پنجاه سال پيش ، كشت آن در ايران معمول گرديد و تا پنجاه سال ، قابل بهره دادن است ، برگها را هنگام شدت رويش ، با دست چيده پلاسانده ، لوله كرده ، خشك مىكنند ، خاصيت محرك چاى به سبب تئين آنست ، دمكردهء چاى ، پس از آب ، بيشترين مشروبى است كه در ايران مصرف مىشود . » « 4 »
تاريخچهء چپق و قليان
شادروان كسروى با تأسف بسيار در مقدمهء رساله كوچكى كه بهعنوان تاريخچه چپق و قليان منتشر كرده است مىگويد : « يكى از كارهايى كه امروزه در سراسر جهان رواج يافته و بيشتر مردمان از زن و مرد و پير و جوان و دانا و
هامش
( 1 ) - مقدمهء ايرج افشار در سفرنامه حاجى پيرزاده نائينى ، صفحه پنجاه و هشتم .
( 2 ) - ر ، ك : سفرنامه سرهنگ دروويل ، پيشين ، ص 96 .
( 3 ) - ر . ك : خواجه تاجدار ، پيشين ، ص 168 .
( 4 ) - تلخيص از دائرة المعارف فارسى ، ص 793 .