تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
مقدار خريد ساليانه سوخته به هفتاد تا هشتاد من شاه مىرسد كه البته بايد به اين اندازه مقدارى را كه زائرين مشهد به خراسان مىبرند اضافه نمود . مصرف مواد افيونى در لاهيجان و نواحى آن در حدود دو خروار است و در اين مقدار رقمى براى سوخته كه نصف آن مىشود منظور نگرديده است . ترياك از يزد و همدان وارد مىشود . » « 1 »

زيانهاى اعتياد

اعتياد يا خوگيرى به استعمال مواد مسكن يكى از گرفتاريهاى اجتماعى روزگار ماست ، معمولا اشخاص زير به اين كار سفيهانه دست مىزنند : « 1 - ناخرسندانى كه به قصد سبك‌بارى ، به دارو مىگرايند . 2 - تفنن‌جويانى كه به تحريك كنجكاوى ناروا ، داروآزمايى مىكنند . 3 - ساده‌دلانى كه به تقليد معتادين يا داروبارگان يا به تقليد داروفروشان به اميد تقويت ( مثلا تقويت جنسى ) به داروها روى مىآورند . 4 - بيمارانى كه براى دردزدايى يا بهبود ، داروهاى سستىآور يا شورانگيز به‌كار مىبرند . - همه دانسته يا ندانسته خود را در حيطه جاذبه دوزخى اين داروها قرار مىدهند . در هر طبقه اجتماعى هر فرد ، مطابق امكانهاى اقتصادى و آموزشى خود ، دستخوش انبوهى از نيازهاست ، برخى از نيازها مثبت يا شخصيت‌پرورند و برخى منفى يا شخصيت‌شكن نيازهايى مانند نياز به خوراك و نياز به دانش كه ارضاء آنها براى تحقق و تعالى شخصيت ضرورت دارد ، مثبت‌اند و نيازهايى مانند نياز به ترياك يا نياز به خرافات كه ارضاء آنها به - تعالى شخصيت لطمه مىزند و سرانجام ناخرسندى به‌بار مىآورد ، منفى به‌شمار مىآيند . . . هركس از برآوردن نيازهاى خود ناگزير است ، اما هيچكس يكسره از ناخرسندى مصون نمىماند ؛ از يك‌سو به اقتضاى قيدهاى طبيعى و اجتماعى ، ارضاء برخى از نيازهاى شخصيت - پرور ناميسر ، و ناخرسندى پرهيزناپذير است . . . هيچ‌جامعه‌يى نيست كه بر اثر نيازهاى مزاحم ، در معرض ناخرسنديها نباشد . . . در اثر وفور تعديهاى اجتماعى در برخورد تك‌رويها و خودخواهيها ، انبوهى از تحميلها ، محدوديتها و محروميتهاى گوناگون پديد مىآيد . . . بسيارى از مردم براى رهايى از ناخرسنديها به - غفلت‌زدگى يا بىخودى پناه مىبرند و با داروها ، در مقام تسكين درد برمىآيند . . . » « 2 » در ايران ، در مجله « بازتاب » كه نشريهء روان‌شناسى و روان‌پزشكى است در پيرامون علل اعتياد مىنويسد : 1 - مناسبات اجتماعى يعنى روابط خانوادگى ، گروهى ، قومى ، ملى و به‌طوركلى وضع اجتماعى و فرهنگى يك جامعه در ارتباطى نزديك با اعتياد مىباشد .
هامش
( 1 ) - ه . ل رابينو ، گيلان ، ترجمهء جعفر خمامىزاده ، ص 351 - 352 . ( 2 ) - دكتر آريان‌پور ، مجلهء بازتاب ، شماره 3 ، ص 14 به بعد . ( به‌اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 245 | مرتضى راوندى