بر وزن اسكندرنامه نظامى بسازد . شاعر مدعى شد كه اگر شاه براى هر شعر يك عباسى بدهد ، تمام خمسهء نظامى را با اشعار بىمعنى تقليد خواهد كرد ، شاه عباس پذيرفت ، مشروط بدانكه به جاى هر شعر معنىدارى ، يك دندانش را بكنند ، چندى بعد شاعر خمسه بىمعنى خود را تقديم شاه كرد ، چون سه شعر او را بامعنى يافتند سه دندانش را كندند و در مقابل باقى اشعار كه بىمعنى بود ، عباسيهاى فراوان گرفت . » « 1 »
نگرانى شاه عباس از بحث و انتقاد
تاورينه ، جهانگرد فرانسوى در سفرنامهء خود مىنويسد : « شاه عباس چون دريافت كه مردم در قهوهخانهها به گفتگوهاى سياسى و دولتى مىپردازند و ممكن است اين گفتگوها به توطئه و فتنهانگيزى منتهى شود ، تدبيرى بهكار زد تا مردم را از دير ماندن در قهوهخانهها بازدارد ؛ به دستور او هر روز صبح پيش از آنكه كسى به قهوهخانه رود ملايى بدانجا مىرفت و مشتريان را با گفتن مسائل دينى و نقل و تاريخ و شعر سرگرم مىكرد و بعد از دوسه ساعت از جا برمىخاست و به حاضران مىگفت كه ديگر وقت كار است برخيزيد و به دنبال كسبوكار خود برويد . » « 2 »
« . . . روزى ملا شكوهى با امير الهى شاعر ديگر ، در قهوهخانهء عرب كه پسران زلفدار در آنجا بودند نشسته بود ، كه شاه عباس به قهوهخانه مىآيد ، از ملا شكوهى مىپرسد ، چكارهاى ؟
مىگويد : شاعرم ، شعر از او مىطلبد ، اين بيت را مىخواند :
ما بيدلان به باغ جهان همچو برگ گل * پهلوى يكديگر همه در خون نشستهايم
شاه تحسين مىفرمايد و مىگويد ، كه عاشق را به برگ و گل تشبيه كردن اندكى ناملايم است . » « 3 »
قهوهخانهها از دورهء صفويه تا پايان عهد قاجاريه كمابيش داير و مركز تجمع و ملاقات مردم بود .
اندرز صدر اصفهانى به قهوهچى و پاسخ شجاعانهء او
« معروف است حاجى محمد حسين خان نظام الدوله ، معروف به صدر اصفهانى بيرون شهر اصفهان به قهوهخانهاى رفت ، صحبتش با قهوهچى گرم شد از كار و بار قهوهچى پرسيد . گفت : مىگذرد ، تعريفى هم ندارد . محمد حسين خان گفت : چرا نمىروى جاكشى كنى ؟ سودش بيشتر است . گفت شما دستتان در كار است بهتر مىدانيد . » « 4 »
هامش
( 1 ) - نقل و تلخيص از كتاب زندگى شاه عباس اول ، پيشين ، ج 2 ، از ص 35 به بعد .
( 2 ) - همان كتاب ، ص 316 و سفرنامه تاورنيه ، ص 602 .
( 3 ) - ر . ك : تذكره نصرآبادى ، چاپ تهران ، ص 339 .
( 4 ) - ر . ك : خاطرات و خطرات ، پيشين ، ص 132 .