تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥

قهوه‌خانه‌ها در عهد صفويه

بنا به نوشتهء شاردن ، قهوه‌خانه‌ها در دورهء صفويه عبارت از تالارهاى بزرگ و مصورى بود كه طبقات مختلف در آن جمع مىشدند ؛ بسيارى از قهوه‌خانه‌ها ، به‌ويژه در شهرهاى بزرگ ، داراى حوض آبى در وسط بود . در اطراف تالار ، سكوهايى قرار داشت كه مردم روى آن مىنشستند . با اينكه قهوه‌خانه‌ها از آغاز روز باز بود ، معمولا شبها بيشتر طبقات مختلف براى وقت‌گذرانى به آنجا روى مىآوردند « قهوه به طرز بسيار تميزى به سرعت تمام و احترام ما لا كلام تقديم مشتريان مىگردد و در قهوه‌خانه‌ها مردم به صحبت مىپردازند ، زيرا در اينجاهاست كه خبرهاى تازه مطرح مىگردد ؛ و سياسيون با كمال آزادى و بدون هيچگونه نگرانى ، از حكومت انتقاد مىكنند ، حكومت نيز از گفتگوى مردم نمىهراسد . » « 1 » در قهوه‌خانه ، عده‌اى به شطرنج‌بازى و ديگر تفريحات مشغول مىشوند و جمعى به - گفته‌هاى نقالان ، شاعران و درويشان گوش فرامىدهند ، گاه اتفاق مىافتد كه چند نفر در يك تالار بزرگ به سخنرانى و نقل داستانى مشغول مىشوند و هريك عده‌اى را گرد خود جمع مىكنند .

خصوصيات قهوه‌خانه‌ها

« در عهد شاه عباس ، در بيشتر شهرهاى بزرگ ايران ، مخصوصا در قزوين و اصفهان ، قهوه‌خانه‌هاى متعدد دائر بود . در اصفهان قهوه - خانه‌هاى معروف بيشتر در اطراف ميدان نقش جهان بود ؛ قهوه‌خانه‌هاى اصفهان بزرگ بود و ديوارهاى سفيد پاكيزه داشت . درهاى قهوه‌خانه از چند سو به خارج باز مىشد و بيشتر آنها را به يك صورت و يك‌اندازه پهلوى يكديگر مىساختند ، غالبا ميان آنها ديوار و پرده‌اى نبود و از درون هريك ، قهوه‌خانه همسايه نيز ديده مىشد و چنين مىنمود كه همه يك دستگاه هست . در اطراف قهوه‌خانه ، طاق‌نماها و شاه‌نشينها ساخته بودند كه با قالى و فرشهاى ديگر مفروش و نشيمن مشتريان و تماشاگران بود و همه در آنجا بر زمين مىنشستند ، شبها چراغهاى فراوانى را كه از سقف قهوه‌خانه فروآويخته بودند ، مىافروختند ، در ميان قهوه‌خانه هم حوضى بزرگ بود كه هميشه آب پاك و روشنى اطرافش فرومىريخت و هنگام شب ، زمين نيز از انعكاس چراغهاى سقف و چراغهاى ديگرى كه در اطراف حوض مىچيدند ، چون آسمانى پرستاره به نظر مىرسيد . طبقات مختلف مردم از اعيان و رجال دربار و سران قزلباش ، تا شاعران و اهل قلم و نقاشان و سوداگران ، براى گذرانيدن وقت و ديدار دوستان و سرگرم ساختن خود ، به بازيهاى مختلف يا مناظرات شاعرانه و شنيدن اشعار شاهنامه و حكايات و قصص و تماشاى رقصهاى
هامش
( 1 ) - نقل و تلخيص از سفرنامهء شاردن ، ج 4 . ص 276 به بعد .