داد او را با بارهاى تنباكويش بر تودهء هيزمى افكندند و آتش زدند . . . با اينهمه پس از مرگ شاه عباس ، بار ديگر كشيدن توتون و تنباكو رواج گرفت و بسيارى از مردم ايران به اين عادت كه هنوز هم باقيست گرفتار شدند ، حتى در همان زمانى كه شاه عباس كشيدن تنباكو را قدغن كرده بود ، در دستگاه امام قلى خان ، امير الامراى فارس قليان مىكشيدند .
رواج توتون و تنباكو در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم و بعد از آن ، روزبهروز بيشتر شد و با آنكه اين پادشاهان نيز مكرر كشيدن تنباكو و توتون را قدغن كردند ، نتوانستند مردم ايران را از اين عادت زيانبار بازدارند و سرانجام خود نيز اسير قليان و چپق شدند .
صائب تبريزى شاعر معروف كه از عاشقان تنباكو بوده ، دربارهء ترك ميخوارى و قليانى شدن خود نيز غزلى ساخته كه مطلع آن اينست :
شستم لب پياله ز آب شراب تلخ * كردم به دود تلخ قناعت ز آب تلخ
و مىنويسد :
« روزها است كه اين سودازدهء آفرينش و اين سياهنامهء قلمرو بينش ، گردن طاقت از خط جام و دامن رغبت از شرب مدام كشيده ، در حلقهء سلسلهمويان و دايرهء سوختگان تنباكو درآمده ، ميناى مى را به طاق نسيان گذاشته و ديده ساغر را نمك فراموشى انباشته . . . و از شعله آواز مطرب ، به غلغل قليان قناعت كرده . . . » « 1 »
قليان كشيدن
كاررى ، در سفرنامهء خود مىگويد : توتون نيز در ايران استعمال مىشود « . . . ايرانيان آن را خيس مىكنند و در سر چپق بزرگى مى - گذارند و بر روى آن چند ذغال سرخشده قرار مىدهند ، ته چپق نيز در تنگ پرآبى قرار دارد و هنگام كشيدن اين چپق ، دود از درون آن گذشته به دهان چپقكش مىرسد . نام اين ، « پيپ » در ايران « قليان » است . . . ايرانيان افيون نيز بهكار مىبرند ، قانون مذهبى ايران استعمال مشروبات الكلى را به علت مستى آوردن آنها حرام كرده است ، درحالىكه مستى و تخدير افيون لطيفتر و طولانىتر از مشروبات الكلى است . . . عدهيى از ايرانيان در شبانهروز معادل نيم درهم ترياك استعمال مىكنند ، درصورتىكه خوردن يا كشيدن يك پانزدهم اين مقدار براى يكنفر اروپايى مرگآور است ؛ ترياكيان : بيحال ، رنگپريده و كندذهن مىباشند ، غير از قهوه ، عدهيى مشروب ديگرى به نام كوكنار مىآشامند ، براى صرف آن به محلهاى مخصوصى مىروند ، پس از صرف دوسه جام ، مسخرگى و شوخى سر مىدهند ، ولى اين شوخيها به جنگ و جدالى منتهى نمىشود . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) - زندگى شاه عباس ، پيشين ، ج 2 ، ص 277 به بعد .
( 2 ) - سفرنامه كاررى ، پيشين ، ص 143 و 145 .