تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
در هيجده سالگى به پايه‌يى از فرهنگ و هنر رسيده بود كه ديگر به موبدان براى فرهنگ و به آموزگاران براى بازى چوگان و پرورش يوز و باز شكارى ، نيازى نداشت . » « 1 » نياكان ما ، آنقدر به آموختن فنون و آيين چوگان‌بازى علاقمند بودند كه حتى دوشيزگان هم ، آن ورزش را فرامىگرفتند و نظامى گنجوى در منظومهء خسرو و شيرين دراين‌باره مىگويد : كه چون شيرين ، دل در گرو عشق خسرو نهاد و شاهنشاه نيز بر او عاشق شد ، شيرين عزم پايتخت كرد و با دخترانى از بزرگان كه چون او سواركار و چوگان‌باز بودند ، همراه شد « در يكى از روزهايى كه شيرين با همراهان خود براى تماشا به ميدان چوگان رفته بودند ، شاهنشاه جوان بىآنكه از ورزيدگى و سواركارى شيرين و دوشيزگان آگاه باشد ، آنان را به بازى و ميدان خواند و پذيرفته آمد . شيرين و دوشيزگان ، در آن روز چنان از خود هنرنمايى كردند كه مايهء شگفت شاه و تماشائيان گرديد . » « 2 » اين ورزش به خاطر آنكه در پرورش جسم و تن و تقويت قواى ذهنى و تربيت روان يكى از مفيدترين ورزشها محسوب مىشد ، بيشتر مورد علاقه و توجه ايرانيان بوده است . » « 3 »

راه‌پيمايى

« بايد اولين عمليات ورزشى را كه انسان به حكم نيازمنديهاى روزانه و فعاليتهاى طبيعى خود انجام مىداده است ، راه‌پيمايى دانست . درعين‌حال ، در ايران باستان ، راه‌پيمايى به‌عنوان يك ورزش حرفه‌يى شناخته شده و از نظر سازمان كشورى نيز مورد استفاده قرار مىگرفته است . چنان كه پيكهاى پيادهء عصر هخامنشى را از ميان پرطاقت‌ترين افراد انتخاب مىكردند و با اصول صحيح و تمرينهاى مخصوصى ايشان را براى فرسنگها پياده‌روى آموزش مىدادند . عياران و به‌خصوص شاطران از اين دسته‌اند كه در راهپيمايى مقاومت فوق العاده و روشى مخصوص داشته‌اند و ايشان را به‌عنوان قاصدان دولتى براى رساندن نامه‌هاى فورى و دستورهاى سرى نظامى خصوصا در راههايى كه عبور سواران ، مشكل بود مأموريت مىدادند و گاهى شاطران به علت كوتاه كردن راه ، سواران را پشت سر مىگذاشتند . سرعت راه‌پيمايى مخصوص ايشان كه حالتى ميان دويدن و راه رفتن بوده ، برحسب مسافت راه و فوريت مأموريت متغير بوده است . » « 4 »

كوه‌نوردى

« نجد ايران ، پوشيده از كوهستانهاى بسيار مىباشد ، گذشته از مردم نواحى كوهستانى ، ساير مردم ايران به علل مختلف كوه‌نوردى را
هامش
( 1 ) - ر . ك : ذ . بهروز ، بررسيها ، پيشين ، سال 2 ، شماره 3 و 4 ، ص 76 و 77 . ( 2 ) - همان كتاب . ص 83 . ( 3 ) - ر . ك : آموزش و پرورش در ايران باستان ، پيشين ، از ص 294 تا 298 . ( به اختصار ) ( 4 ) - همان كتاب ، ص 303 .