مىآموختند . از جملهء اين علل بايد مراسم دعا و نيايش اهورامزدا را نام برد ، زيرا ايرانيان جهت انجام مراسم مذهبى به نقاط مرتفع و كوهستانى مىرفتند و اغلب آتشكدهها در نقاط بلند و مرتفع ، در خارج شهرها قرار داشت .
وجود سنگنگارهها و مجسمههاى بزرگ در دل كوهها ، همچون مجسمهء شاپور اول ساسانى در غار شاپور كازرون ، نشاندهندهء آشنايى و استادى ايرانيان در كوهنوردى است .
صرفنظر از استفادههاى مخابراتى از نقاط مرتفع كوهستانها ، از نظر جنبهء دفاعى نيز ايرانيان ناچار بودند كه كوهستانهاى كشور خويش را بشناسند تا در موقع هجوم ، اقوام و قبايل مهاجم ، به خوبى بتوانند آنها را غافلگير كرده و مورد حمله قرار دهند . بههمينسبب كوهنوردى بهعنوان يك ورزش مورد توجه ايرانيان بوده و فنون آن توسط كوهنوردان نامدار و مجرب به سربازان و علاقمندان آموخته مىشده است .
در مورد خسرو پرويز گفتهاند كه « بهرهء دوم از روزهاى هر ماه را ويژهء كوهپيمايى و دشتنوردى و شكار كرده بود تا اينكه همواره جان و تن را تازه و ورزيده نگاهدارد و بيكارگى و فرسودگى بر اندام چيره نگردد . » « 1 »
دويدن
انجام سريع عمليات بهخصوص در جنگ و صلح ، سبب گرديده است كه ايرانيان به دويدن بهعنوان يك ورزش بنگرند ؛ و شايد اين قول استرابون ، قديمترين روايتى باشد كه راجع به آموزش و تمرين اصولى ايرانيان براى دويدن طبق برنامه و اسلوب معينى گفته شده : « جوانان را با صداى شيپور حاضرباش قبل از طلوع آفتاب بيدار مىكردند و سپس ايشان را به گروههاى 50 نفرى تقسيم مىنمودند . . .
فرمانده ، فرمانى به دو گروه تحت نظر خود مىداد و خود نيز با آنها مىدويد . » « 2 »
آموزش عملى دويدن ، علاوهبر اينكه در برنامه عمليات آمادگى داوطلبان سربازى وجود داشته ، در ميان ساير مردم بهخصوص جوانان ، چه بهطور معمول و چه در حين ورزشهايى از قبيل فوتبال و چوگان دستى معمول و اجبارى بوده است . » « 3 »
شنا
« توجه ايرانيان به آب و علاقهء آنان به نظافت و پاكيزگى و همچنين ورزش و نرمش بدن ، شنا را بهعنوان يك رشته از فعاليتهاى تربيت بدنى درآورده و آموختن آن را مورد علاقهء نوباوگان و جوانان ايران باستان قرار
هامش
( 1 ) - ر . ك : ذ . بهروز ، بررسيها ، پيشين ، سال 2 ، شماره 3 و 4 ، ص 77 ، به نقل از آموزش و پرورش در ايران باستان ، پيشين ، ص 304 .
( 2 ) - چشمانداز تربيت در ايران قبل از اسلام ، پيشين ، ص 44 .
( 3 ) - ر . ك : آموزش و پرورش در ايران باستان ، پيشين ، ص 304 و 305 .