مسابقههاى اسبدوانى نيز بسيار معمول بود ، عدهء زيادى از مردم ، براى نظارهء مسابقه و شرطبندى روى فلان يا به همان اسب ، در ميدانهاى مخصوص جمع مىشدند . . . » « 1 »
در تاريخ ابو الفضل بيهقى ، از قهرمانيهاى مسعود ، پسر سلطان محمود ياد شده است :
« . . . هم بدان روزگار جوانى و كودكى ، خويشتن را رياضتها كردى ، چون : زور آزمودن و سنگ گران برداشتن و كشتى گرفتن . . . در روزهاى سخت صعب . . . پاى در موزه كردى برهنه ، در چنان سرما و شدت و گفتى : بر چنين چيزها خوى بايد كرد . . . همچنين به شكار شير رفتى و نگذاشتى كه كسى از غلامان و حاشيه ، او را يارى دادندى ؛ و از آن ، چنين كردى كه چندان قوت و زور داشت كه اگر سلاح بر شير زدى و كار نيامدى ، به مردى و مكابره شير را بگرفتى و پس به زور وى را بكشتى . » « 2 »
در كتاب سمك عيار ، نيز به تفريحات سالم و سودمندى كه به نوجوانان مىآموختند ، اشاره شده است : « خورشيد شاه ، پس از آنكه در خواندن و نوشتن ، پيشرفتى حاصل كرد ، به فرمان مرزبان شاه ، مقرر گرديد از دهسالگى به بعد « . . . او را ادب ميداندارى آموزند ، اسبسوارى و گوى و حلقه و نيزه و كمان و عمود و كمند و تكمعلق و اشناه ( شنا ) و كشتى و ملاعبى و شطرنج ، چنان كه در جمله سرآمد بود . » در همين كتاب نوشته شده ، كه اين جوان را از 17 سالگى ، به شكار حيوانات ترغيب مىكردند و « از بهر شكار ، بازان و شاهين و چرخ و يوز و سگ و آنچه بدين ماند ، بسيار داشتى . » « 3 »
در كتاب جهانگشاى جوينى ( تاريخ تأليف 658 ) ضمن توصيف اعمال و احوال اوكتاى قاآن ، از دو تن كشتىگير همدانى ، كه بر اثر هنر و كاردانى خود ، مورد عنايت خان قرار گرفته بودند ، مطالبى آمده و به كشتىگيران عراق و خراسان ، كه در آن وقت در پهلوانى شهرت جهانى داشتند نيز اشاره مىكند .
نقش اجتماعى عياران
در دوران بعد از اسلام ، گروه عياران به امور ورزشى و قهرمانى علاقه و دلبستگى بيشترى داشتند ، معمولا بهترين افراد اين گروه از نيروى بدنى و بازوان تواناى خويش به سود محرومان و ستمكشان استفاده مىكردند .
يعقوب مؤسس سلسله صفاريان به « عيارى » افتخار مىكند ، او در پاسخ نماينده خليفه كه براى تطميع او آمده بود چنين مىگويد : « بفرمود تا تره و ماهى و پيازى چند بر طبق چوبين نهادند و پيش آوردند ، آنگاه بفرمود تا رسول خليفه را آوردند و بنشاندند . پس روى سوى رسول
هامش
( 1 ) - على مظاهرى ، زندگى مسلمانان در قرون وسطى ، ترجمهء مرتضى راوندى ، نشر سپهر ، ص 275 .
( 2 ) - ابو الفضل بيهقى ، تاريخ بيهقى ، تصحيح : على اكبر فياض ، ص 125 .
( 3 ) - ر . ك : سمك عيار ، به اهتمام دكتر پرويز ناتل خانلرى ، صفحه 9 .