شنوگر قابلى است » شنا بردن به معنى شنا كردن و آبباز و شناگر نيز آمده است :
اى به درياى عقل برده شنا * وز همه نيك و بد شده آگاه
منجيك
*
ميان آبگيرى به پهناى راغ * شنا بر در آبشكن گير باغ
گرشاسبنامهء اسدى
شطرنج
« توجه ايرانيان به تربيتبدنى و نيرومندى كه به سلامت جسم و جان منجر مىگردد و مانع فرسودگى و درماندگى اعضاء مىشود ، مانع از آن نبوده است كه آنان به تربيت و پرورش فكر و قواى ذهنى نيز توجه كنند .
چه بسيارى از ورزشها ، كه به ظاهر مهارت در حركات و ورزيدگى اعضا را سبب مىشود ، ولى به حقيقت مجموعهء قواى جسمى و فكرى را توأمان پرورش و تقويت مىدهد ، مانند ورزشهايى چون اسبسوارى ، تيراندازى و چوگانبازى . باوجوداين ، ايرانيان از آموزش و تمرين ورزشهاى ديگر غافل نبودهاند .
نمونهيى از ورزش فكر در ايران باستان ، رواج بازى شطرنج است كه پيدايش آن را بيشتر به دورهء ساسانيان نسبت مىدهند . « بنابر يك روايت قديم كه در كتاب ماديكان چترنگ « 1 » نقل شده است ، ايرانيان ، بازى شطرنج را از هندوان فراگرفتند . » « 2 »
ولى به موجب آثارى كه از كاوشهاى باستانشناسى به دست آمده است ، شطرنج در ايران بايد سابقهيى كهن داشته باشد و اين فرضيه را كاوشهاى اخير فلات ايران تاييد مىكند .
چنان كه : « در زير جام هخامنشى كه از خرابههاى حسنلو پيدا شده ، نقشى از شطرنج ديده مىشود ( كه طبعا متعلق به هزارهء اول پيش از ميلاد مىشود ) در قسمت زيرين كاسه ، نقش مربع شطرنجى مانندى ديده مىشود كه از يك طرف داراى ده خانه و طرف ديگر نه خانه است . » « 3 »
بدينطريق اين قراين : سابقهء شطرنج را به هزارهء اول پيش از ميلاد و اختراع آن را به هخامنشيان يا پيش از آن مىرساند ؛ علاوهبراين پايهء فرضيهء تعلق اختراع شطرنج به هنديان در زمان ساسانيان سست خواهد شد .
شكى نيست كه شطرنج در آغاز بهگونهء امروز نبوده و خانههاى آن تطابق و برابرى نداشته و ( 8 * 8 ) نبوده است و مهرههاى آن نيز اشكال ديگرى داشته و رفتهرفته تغيير شكل
هامش
( 1 ) -Madhigani Catrang( 2 ) - ر . ك : ذبيح إله صفا ، دانشهاى يونانى در شاهنشاهى ساسانى ، 1330 ، ص 35 .
( 3 ) - م . يكتايى ، بررسيها ، پيشين ، سال 4 ، شماره 5 و 6 . ص 68 .