تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
شود ، در اين نمايش چيزى كه توليد حيرت مىكرد ، نرمى استخوانهاى كمر او بود كه مى - توانست از پشت تا اين اندازه خم شود ، بعضى از مهمانها از اين حركت هنرمندانه چنان به وجد آمدند كه پيشانى او را مىبوسيدند . » « 1 »

تشريفات به خواب رفتن ناصر الدينشاه

ناصر الدينشاه قبل از خواب داستانى همراه با آهنگ موسيقى مى - شنيد ، به‌اين‌ترتيب كه نقيب الممالك كه بيانى شيرين داشت ، در يكى از اتاقها مىنشست و در را اندكى باز مىگذاشت ، تا شاه صدايش را بشنود ، آنگاه پيشانى را بر عصاى خود نهاده . . . آغاز سخن مىكرد ، قبل از داستان ، جواد خان قزوينى با كمانچه چند پنجه نرم مىنواخت و ساكت مىشد ؛ در خلال داستان ، چون به قسمتهاى عشقبازى يا هجران مىرسيد ، نقيب الممالك بيتى چند زمزمه مىكرد و جواد خان با ملاحتى تمام جواب مىداد . . . با آنكه شاه هرگز نمىخواست آهنگى حزن‌انگيز بشنود ، شوريدگى جواد خان را دوست داشت ، نوازندگان ديگر خوابگاه يكى ، سرور الملك استاد موسيقى بود كه دستمالى بر سنتور مىافكند و چنان نوايى از ساز بيرون مىآورد ، كه براى خواب خوشتر از آن نمىشد . ديگر آنها غلامحسين ، استاد تار بود كه در فن خود از چيره - دستان روزگار بود . سومى اسماعيل خان كمانچه‌كش ، ديگر حاج كريم آواز خان كه پس از او دودانگ را كس بدان خوبى نخواند با نقيب الملك به نوبت گاه آواز مىخواندند ، اينان ساعتى ساز مىزدند و سپس ساكت مىشدند ، اگر آوايى از شاه برمىآمد ، نوازندگى را از سر مىگرفتند و هرگاه صدايى برنمىآمد ، آهسته خوابگاه را ترك مىگفتند . » « 2 »

وصفى از آلات موسيقى

آقاى دكتر احمد افشار ، آلات موسيقى ايران را كه عبارت از ناى ، بربط ، چنگ ، تنبور ، رباب ، كمانچه و غيره است ، مورد مطالعه قرار داده ، خصوصيات هريك را مىنويسد : 1 - ناى يا « نى » از آلات موسيقى بادى است كه از زمان قديم تاكنون در ايران معمول است و احتياج به شرح ندارد ، دربارهء ناى مولوى سخنها گفته و از زبان « نى » شكايتها كرده است ، خاقانى در وصف آن چنين گويد :
ناى است چون طفل حبش * ده دايگانش ترك‌وش نه چشم دارد شوخ‌وش * صد چشم حيران بين در او
مقصود از ده دايه ، انگشتان نوازنده و مقصود از نه چشم ، سوراخهاى نى است . 2 - بربط - ساز زهى دسته‌دارى است شبيه سه‌تار كه بر خلاف آن دسته‌اش كج بوده است ، اين ساز داراى چهار زوج سيم بوده و مانند تار نواخته مىشود . بربط ، از قديم در ايران
هامش
( 1 ) - ادوارد براون ، يكسال در ميان ايرانيان ، ترجمهء ذبيح اللّه منصورى ، ص 265 به بعد . ( 2 ) - دوستعلى خان معير الممالك ، زندگى خصوصى ناصر الدينشاه ، ص 24 به بعد .