تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
علم موسيقى ) به‌عنوان شعبه‌يى از رياضى از طرف افرادى كه موسيقى مىدانسته‌اند ، يا تنها آن را علمى مىشناخته‌اند با فيض‌گيرى از يونانيان تنظيم شده كه براى ما اهميت عملى آن كم و اهميت نظرى و تاريخى آن قابل توجه است . . . متقدمين ما در بخش موسيقى عملى و نظرى در ايران و ديگر كشورهاى خاور ميانه ، نقش بزرگى داشته‌اند و فرهنگ غنى ايران را در اين زمينه به نقاط دور برده‌اند . . . بررسى ويژگيهاى موسيقى ايرانى كاريست كه بايد ادامه يابد . نگارنده بر آن است كه موسيقى يك صدايى ما از جهت فنى و هنرى در درجه بدوىترى نسبت به موسيقى چند صدايى ( پوليفوتيك ) باختر است . متأسفانه اين واقعيتى است و اين امر تنها در مورد موسيقى هم صادق نيست در مورد نقاشى و پيكرتراشى و معمارى و درام و حتى نثر ادبى هم صادق است ؛ تنها شعر قرون وسطايى ماست كه برد و تلالو جهانى دارد ، لذا سخنان عاطفى و مديحه‌آميز براى اثبات نوعى برترى فنى و هنرى موسيقى ما از طرف موسيقىشناسان ايرانى و خارجى هراندازه ژرف و زيبا باشد ، منطبق با واقعيت نيست ، نبوغ مردم ايران در شعر و نقشهاى زينتى قالى و كاشى و معمارى گنبد و مناره و بسيارى چيزهاى ديگر تجلى يافته است . اما در مجموع شرايط جغرافيايى ، استبداد شرقى ، گسستگى در تداوم سنتها ، فقر ، جهالت عمومى ، استعمار و عواملى از اين قبيل كار خود را كرده است ، مسئله ركود مدنى در آسيا خود مسأله‌ايست عيان و قابل بررسى و اين ركود ، دامنگير موسيقى ما نيز شده كه هنوز نمىتواند از چاه ويل آن بدر آيد ، و اين امر ابدا ربطى به استعدادات ذاتى يا مختصات نژادى مردم آسيا ندارد . در اثر اين ركود ، موسيقى ايرانى نه‌تنها از قدرت و دقت فنى ، تنوع مضمون عاطفى و حياتى ، گونه‌گونى شكل تا حد زيادى محروم مانده بلكه لهيدگى نظام پوسيده و فرتوت فئودالى استبداد و استعمار و رنجهاى آن ، درين موسيقى عكس انداخته و آن را گاه تا حد بيمارگونه‌يى ندبه‌آميز و غم‌آلود ساخته و درونمايه اندوه را به عنصر مشخصه بسيارى از نغمات ما مبدل كرده است . » بعدا نويسنده از لزوم تنظيم و تأليف تاريخ مفصل سير تكاملى موسيقى در ايران و تدوين فرهنگ يا لغت‌نامه اين موسيقى سخن مىگويد ، به نحوى كه : « نام همهء نوازندگان و خوانندگان و سازندگان و سازها و مكاتب و جريانات موسيقى و قطعات معروف و مصطلحات علمى ( علم الادوار ) و مصطلحات متداول در نزد اهل و واژه‌هاى مربوط به موسيقى اعم از موسيقى محض يا تطبيقى را دربر گيرد . . . فراگيرى موسيقى كلاسيك علمى . . . در تمام ابعاد باعظمت امروزى ، از واجبات است . . . آينده موسيقى ما تنها در چارچوب حفظ و بسط موسيقى سنتى نيست ، بلكه به‌ويژه گسترش در چارچوب موسيقى علمى است ، خود زندگى ، و كار كسانى مانند امين الدوله ( حسين ) ، پرويز محمود ، علينقى وزيرى ، مرتضى حنانه ، روبيك گريگوريان ، محمد رضا لطفى ، مسعوديه ، روح اللّه خالقى ، مجيد انتظامى و بسيارى ديگر از آهنگسازان ايرانى نشان مىدهد كه بهره‌گيرى از موازين