موسوم به چالانچى و دورهء محمد شاه قاجار دو استاد به نام زهره و مينا ، همچنين فتح اللّه ميرزاى شجاع السلطنه ، فيروز ميرزاى نصرت الدوله در كمانچه و عبد العلى معتمد الدوله در تار دست داشتهاند . . . » « 1 »
قاآنى شاعر قصيدهسراى دوره محمد شاه و اوايل ناصر الدينشاه ، قصيدهء شيوايى در مدح محمد شاه دارد كه در آن نام چند نوازنده را ذكر مىكند . . .
دلكى هست مرا شيفته و هرجايى * عملش عشقپرستى هنرش شيدايى
پيشهاش روز به دنبال نكويان رفتن * شب چه پنهان ز تو تا صبح قدح پيمائى
. . . من و دل هردو درين هفته به بازار شديم * دلبرى ديد دلم رشگ گل از رعنايى
دل ندانم به چه مكرش به سوى خانه كشيد * ميكى پيش نهادش چو گل از حمرايى
من نشستم به كنارى ، دل و او مست شدند * مستى آغاز نهادند به صد رسوايى
دل سر آورد به گوشم كه به جان سر شاه * كه مرا در بر اين ترك خجل ننمايى
اين سخن گفت و ز جا جست و به كرسى بنشست * رو به من كرد كه كو چنگى و چون شد نائى
تارزن زاغى و ريحان و مليخاى يهود * ضربگير اكبرى و احمدى و بابايى
بنا به گفتهء گوبينو : « . . . آخوند ملا على محمد ، يكى ديگر از رياضىدانهاى معروف اين دوره است كه در موسيقى نظرى ( نه عملى ) خيلى استاد بوده ، ولى هيچيك از ادوات موسيقى را نمىنواخته . . . » « 2 » اعتماد السلطنه و عبد اللّه مستوفى ضمن توصيف اوضاع اجتماعى دوران خود از سازندگان و نوازندگان بهنام ( عملهء طرب ) سخن مىگويند . دوستعلى معير الممالك مىنويسد : « در روز آشپزان ، ميان سفره تنى چند از خواص نوازندگان جا مىگرفتند و بعضى از دلقكها و بذلهگويان از قبيل حاجى كره و حسن كماجى و غيره در گوشه و كنار ايستاده و گاه به حركتى خوش يا لطيفهيى مناسب حضار را به سرور و انبساط مىآوردند . .
ملك الشعرا بيتى چند . . . خوانده آنگاه نوازندگان ، آهنگ عراق و حجاز كرده به اصفهان بازمىگشتند . . . » « 3 »
گوبينو مىنويسد : « يك شب ما در يك مجلس شام دعوت داشتيم و جمعى از نجباى ايرانى از جمله ميرزا تقى لسان الملك ، معروف به سپهر حاضر بود ، لسان سپهر گفت : نكتهء ديگرى كه موجب حيرت من شده ، موسيقى اروپائيان است ، تعجب مىكنم ملل اروپائى با اين هوش سرشار چرا موسيقى دلچسبى ندارند . . . در پاسخ گفتم بر خلاف تصور شما اروپائيان موسيقى خوب و جالب توجهى دارند . لسان سپهر پرسيد : آيا موسيقى اروپائيان در شنوندگان تأثير مىنمايد ؟ گفتم : بديهى است . لسان الملك پرسيد : مقصود شما از اين تأثير چيست ؟
هامش
( 1 ) - روح اللّه خالقى ، سرگذشت موسيقى ، ص 15 به بعد .
( 2 ) - سرگذشت موسيقى ، پيشين ، ص 15 به بعد .
( 3 ) - همان كتاب ، ص 25 .