پرده بالا رفته مجلس ديگر منعقد مىشود ؛ ما بعد از يك بازى كه هر بازى را يك آكت
( Act )
مىگويند ، رفتيم به لژ ديگر كه نزديك و مشرف به محل رقص بود ، شاهزادگان و سايرين در لژ اول ما نشستند ، پنج مرتبه پرده بالا رفت و پنج قسم بازى درآوردند ، تا نصف شب طول كشيد ، تماشاخانه هم خيلى گرم بود رفتيم منزل . . . » « 1 »
موسيقى در زورخانه
حاجى فرهاد ميرزا معتمد الدوله ، عموى ناصر الدين ( متولد به سال 1233 ه - ق ) پس از شركت در مجلس شبنشينى كه به احترام او در سفارت ايران در استانبول داده بودند ، مشهودات و نظريات خود را دربارهء رقص چنين بيان مىكند : « . . . و بعد از حقهبازى ، مجلس بال شد خانمها و مردها به رقص افتادند و پنج قسم رقاصى كردند ؛ و اين خانمها را اين مردها خسته كردند ، هركه دست دراز مىكرد ، خانم بيچاره با خستگى دست باز مىكرد ، خانمى به پيش آمد ، و به ميرزا جواد خان ، نايب اول سفارت ، به فرانسه گفت : كه اگر بىادبى نباشد ، مىخواهم دست دراز كنم كه با شاهزاده برقصم ، گفتم به ميرزا جواد ، بگو كه اين سنگى مكعب نخراشيده است كه از جا حركت نخواهد كرد و دست لطيف شما هم كه به سنگ بخورد ، درد خواهد گرفت ، خيلى خنديد و پاردن
Pardon
گفت و رفت ، از ميرزا جواد خان پرسيدم ، گفت :
خانم مستشار ، سفارت نمسه ( اطريش ) است ، خيلى زن زرنگى است و فى الحقيقه عالم غريبى است كه هيچ قباحت در نظر اهل اروپا ندارد كه زنها گردن و سينهء باز به انواع حلى و
هامش
( 1 ) - ر . ك : سفرنامهء ناصر الدينشاه به قلم خودش ، ص 24 .