بوق چوپانى كه از شاخ حيوانات ساخته مىشد ، اساس پيدايش بسيارى از سازهاى بادى را تشكيل داد و تنهء پوك و توخالى درخت باعث پيدايش دنبك شد . . . بهاينترتيب ، طبل و دهل نيز به خانوادهء سازها اضافه گرديد ؛ هرقدر كار انسان پيچيدهتر مىشد و قوهء عقلانى وى رشد بيشترى مىيافت ، احساساتش نيز عميقتر و لطيفتر مىشد و اين امر ، در رقصها و آوازها و نغماتى كه انسانها بهوجود مىآوردند ، انعكاس پيدا مىكرد ، آلات و سازهاى جديد موسيقى ، صداهاى نوينى را مىآفريدند و بهاينترتيب موسيقى غنىتر و متنوعتر مىگرديد .
آفرينش آواز ، هرگز قطع نشده است ، زيرا مردم در خلاقيت هنرى خويش هرگز وقفه روا نمىدارند ، اما از ميان صدها و هزارها ملودى ، آنهايى كه بهترين هستند ، با گذشت سالها به وسيلهء مردم برگزيده مىشوند و برجاى مىمانند . » « 1 »
موسيقى و رقص به نظر ميرزا آقا خان كرمانى
در فن زيباشناسى ، تابهحال هيچ معيار قطعى و تعبير مطلقى كه بتوان معيار و مأخذ تميز زيبايى و زشتى قرار داد ، نيافتهاند ؛ مگر ذوق و سليقه كه به زبان فرانسوى
Sense de Beaute
مىگويند . « 2 » - اما بايد گفت كه ذوق و سليقه ميزان ثابتى ندارد و اساس آن « عادت » است و عادت ( عاريت و اقتباس ) ، از ديگران است ، چنان كه مردم سودان چيزهايى را حسن مىپندارند كه نزد روميان زشت و نازيباست ، يا اينكه آهنگهايى در گوش شرقيان خوش مىنمايند كه نزد فرنگيان مانند صداى « زنبور » « 3 » مىباشد ؛ برعكس ترانههاى مغربيان ، به گوش مردم مشرقزمين مطبوع نيست و به صداى زوزه شباهت دارند . . . » در جاى ديگر دربارهء موسيقى مىنويسد :
« شريفترين حواس ظاهرى قوهء شنوايى است ؛ كه عامل نطق و بيان و برزخ عالم انسان و حيوان است ، چه هركس فاقد آن باشد كسب نطق نخواهد نمود ، و اين قوهء بزرگ طبيعى را بايد از جهت ديگر تغذيه نمود كه موسيقى باشد ، و موسيقى لسان قلب است . . . » « 4 » بايد دانست ، كه آوازها و آهنگها در صورتى دلكش و جانفزا مىگردند كه از « نوت » هاى بسيط و براساس تناسب ، تركيب شده باشند تا در خلق شور و هيجان ظاهر شود ، امروز فن موزيك پايهء علمى يافته و از روى قواعد و كتاب مىآموزند . . . موسيقى مانند رقص ، موقوف بر لطف طبع است و نسبت به آفاق و مردم مختلف فرق مىكند ؛ و درواقع « هر ناحيتى و اقليمى ، اقتضاى نغمه و
هامش
( 1 ) - ن . كالاسووا ، مقدمهيى بر شناخت موسيقى ، ترجمهء شادروان على اصغر چارلاقى ، ( قبل از انتشار ) .
( 2 ) - ميرزا آقا خان كرمانى . تكوين و تشريح .
( 3 ) - ميرزا آقا خان كرمانى . حكمت نظرى .
( 4 ) - ميرزا آقا خان كرمانى . هشت بهشت .