توسط همين هنرمندان نشان داده مىشود . . » « 1 » در عهد قاجاريه باوجود ركود و انحطاطى كه در تمام شئون اجتماعى پديدار شده بود ، گهگاه مردم اگر فرصتى دست مىداد از دعوت هنرمندان غفلت نمىكردند .
خوشگذرانى قاآنى و فروغى
بنا به قول معير الممالك در يكى از اعياد ، قاآنى و فروغى ، هريك غزلى در مدح شاه خواندند و با مشتى پول زرد مراجعت كردند و در منزل فروغى بساط عيش گستردند ، در همسايگى ، دسته مطربى بود از يهوديها ، فورا نوكر فرستادند . دسته مزبور را آوردند ، تارزن و كمانچهزنى بود و تنبكزنى و آوازخوانى و دو رقاص خردسال كه يكى بسيار خوشگل بود و قاآنى براى او جان مىداد ؛ علاوه بر پولهاى زرد ، خلعتى هم به قاآنى مرحمت شده بود يك شب و روز را در طرب گذرانيدند . . . « 2 » »
كنت دوگوبينو در كتاب سه سال در ايران مىنويسد : « بهطوركلى در ايران آنهائيكه تار مىزنند و در موسيقى استاد هستند ، غير از طبقهء اول و دوم هستند و نجبا و اشراف ايرانى ، تار زدن را يكنوع عيب مىدانند و يا اقلا باعث سبكى خود مىشمارند .
در ميان طبقات متوسط ، معروف - ترين نوازندگان تار ، على اكبر است كه خيلى خوب تار مىزند و من ديدهام اروپائيانى كه هيچ به موسيقى مشرق زمين توجه نداشتهاند ، در موقع شنيدن ساز على اكبر دچار تأثر شدهاند .
دو هنرپيشهء ديگر در ايران هستند كه هردو معروفيت دارند ، يكى خوشنواز كه در زدن كمانچه ماهر است و برعكس على اكبر مردى خوشمشرب است و ديگرى محمد حسن ، كه خيلى خوب سنتور مىزند . . . » « 3 »
نوازندگان عصر ناصرى
موسيقى جديد در غرب
موسيقى در غرب از قرن هيجدهم به بعد از بركت رشد افكار دموكراتيك از انحصار اقليت خارج گرديد و در اختيار اكثريت مردم قرار
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 92 .
( 2 ) - نقل از مجله يغما ، اسفند 29 ، ص 531 .
( 3 ) - كنت دوگوبنيو . سه سال در ايران ، ترجمهء ذبيح اللّه منصورى ، ص 23 به بعد .