تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
خشك نشده بود و چند روزى از دفن جسد او توسط حسينخان راينى ( كه در بازگشت از شكار جسد را كنار خندق ديد و بر در مقبرهء آينده خود به خاك سپرد ) نگذشت ، كه لطفعليخان زند از گرد راه رسيد و پشت سرش لشكريان مصطفى خان دولو عازم كرمان شدند ( شوال 1257 ) بلافاصله نيروى بابا خان ( فتحعليشاه آينده ) دهات و شهرهاى كرمان را زيرورو كرد و اندكى بعد در 16 ذيقعده 1258 شصت هزار لشكريان آقا محمد خان مركب از تراكمه استرآباد و سوادكوه و پادگان مازندران و رشت و غيره به كبوتر خان رسيد و سپس شهر را محاصره كردند . . . « 1 » » نوازندگان ( عكس از ديولافوا )

نوازندگان در دربار فتحعليشاه

احمد ميرزا در تاريخ عضدى مىنويسد : « بازيگرها كه به‌حسب تعداد بالنسبه پنجاه ، بل متجاوز بودند سپرده به اين دو استاد و در حقيقت دو دسته بودند كه تمام اسباب طرب از تار و سه‌تار و كمانچه و سنتورزن و چينىزن و ضرب‌گير و خواننده و رقاصان دو قسمت بودند ، نصف آن ، دستهء استاد مينا و نصف ديگر دستهء استاد زهره خوانده مىشدند ؛ اين دو دسته هم پيوسته باهم رقابت و عداوت داشتند ، بلكه در ميان حرمخانه ضرب المثل بودند اگر خصومتى در ميان دو نفر ، مىديدند ، مىگفتند مثل دستهء استاد مينا و استاد زهره منازعه مىنمايند . . . عمارت و مسكن و جيره و مواجب و نوكر و خواجه براى بازيگران ، حتى اسب‌سوارى و طويله و اميرآخور و
هامش
( 1 ) - محمد ابراهيم باستانى پاريزى ، آسياى هفت‌سنگ ، ص 208 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 205 | مرتضى راوندى