كرد و براى بابا شمس در چهارباغ اصفهان قهوهخانهاى و پهلوى آن ميخانهاى به راه انداخت و خود گاهگاه به قهوهخانهء او مىرفت و در ميخانهاش شرابخوارى را به كلى آزاد كرده بود ؛ شاه عباس در دوران پادشاهى گاه ميخوارى را قدغن مىكرد و پس از چندى دوباره آزاد مىساخت ولى در ميخانه بابا شمس ميگسارى هميشه آزاد بود ، هركس در آنجا شراب مىخورد ، مهرى بر كف دستش مىزدند تا از مزاحمت عسس و داروغه آسوده باشد ، يكى از معاصران شاه عباس دربارهء گنجى مىنويسد : « . . . جامع فنون دليرى و معركهگيرى . . .
در غايت خوشآوازى و اصول و حسن صورت و سيرت و دليرى . . . پادشاه وى را از بابا شمس گرفت و هردو را از خاك برداشته به نظر عاطفت . . . ممتاز گردانيدند . . . » « 1 »
سازندگان و نوازندگان عهد زنديه
رستم الحكما در تاريخ خود مىنويسد : در عهد كريمخان زند ، « علم خوش موسيقى شيرين و دلكش ، رونقى بسزا داشت . . . و منكرش سر صف اولئك كالانعام بل هم اضل - آلات و ادواتش در همهجا منظور نظر و در هر مكان جلوهگر على الرغم زهاد سالوس خر ، دف و نقاره و سرور ناى و رود و عود و چنگ و چغانه و رباب و بربط و موسيقار و نى و تنبك و طنبور و سنطور و چهارتار و مطربان آن زمان هريك از صاحب وقوفى رشك فاريابى و در شيريننوائى غيرت باربد بودهاند . . .
غرض آنكه . . . والاجاه كريمخان . . . مدت 7 سالى به تسخير مملكت و بلاد و ولايات آذربايجان مشغول بود و بعد مدت 14 سال مرفه الحال و فارغ البال بعد از كشمكش بسيار و گيرودار بيشمار در شهر شيراز . . . رحل اقامت گسترد و بساط عيش و عشرت به جهت اهل ايران پهن نمود . . . » « 2 »
چگونگى شهادت مشتاق
در اواخر سلطنت كريمخان ، مردى هنرمند و درويش كه در آواز و موسيقى سرآمد اقران بود ، به دستور مرشد خود ، راه كرمان پيش گرفت ، اين نابغه ميرزا محمد بن مهدى اصفهانى معروف به مشتاق است كه كار او در كرمان رونق گرفت و عدهيى از طبقات مختلف اعيان و اشراف و روحانيان به حلقهء ارادات او پيوستند .
مشتاق روزها را در حجرهاى كنار مسجد جامع . . . مىگذرانيد و به قرآنخوانى مشغول بود .
صوتى بس خوش داشت و به قول وزيرى « تار را به نهايت امتياز مىزد . » آقاى خالقى مى - گويد : « مشتاق على شاه ، بر سهتار ، سيمى ديگر افزوده است و درواقع چهارتارى اختراع كرده است و اين سيم اضافى در اصطلاح موسيقيدانها به نام خود او معروف به سيم مشتاق شده است ( سرگذشت موسيقى در ايران ) - اين موسيقيدانى و حال و جذبهء او موجب شد كه به قول حاج -
هامش
( 1 ) - نصر اللّه فلسفى ، زندگى شاه عباس ، ج 2 . ص 243 به بعد .
( 2 ) - رستم الحكما ، رستم التواريخ ، به اهتمام محمد مشيرى ، ص 412 .