از آن حورچهران مردمسرشت * شد آراسته مجلسى چون بهشت
نواى بريشم درآمد به اوج * رحيق از صراحى برون داد موج
ز ناليدن چنگ موزوننوا * فرشته درآمد چو مرغ از هوا
خوشآوازى ارغنون و رباب * به مستان همىداد داروى خواب
. . . مطربهاى بود در آن ميان رقاص و خوبصورت . . . به انواع بديع و اشكال غريب پاى مىكوفت و به طرق نغز و منوال عجيب رقص مىكرد . . . به لطايف حركاتش ديدههاى ناظران خيره مىگشت . . . دستى برمىداشت و جهانيان را به آن حركت از پاى درمىآورد . . .
همچنين آن پريچهره رقاص تمامى شب در پاى كوفتن مىگذاشت و هيچكس چشم را از نظارهء او برنمىداشت . » « 1 »
نوازندگان ايرانى در سال 1885 ميلادى
هامش
( 1 ) - طوطىنامه ، پيشين ، ص 464 .