و غزل را در نهايت مرغوبى مىخواند ، حضار مجلس كه اين بشنيدند مبالغه از حد در - گذرانيدند و نائى را فرمودند كه نى را ساز كرده ، چون جوان نائى فصلى نواخت به اين كمينه پرداخت و گفت : چرا نمىخوانيد و فقيران را مستفيذ نمىگردانيد . . . چون اين قول به گوش من رسيد . . . گفتم كه نى بردار و آغاز كردم .
عشاق را ز ساز تو حال دگر شود * چون نى برى به سوى دهان نيشكر شود
جانا من آن نيم كه بنالم ز دست تو * سوراخها چو نى اگرم در جگر شود . . .
غير از استاد حسن عودى ، قاسم على قانونى از سازندگان بهنام زمان خود بود و اين بيت در وصف اوست :
ناله قانون او كز نرگس جادوش بود * چون ننالد زان همه پيكان كه در پهلوش بود
همچنين جگر چنگى ، مغنيه زبردستى بود و نيز استاد احمد عجكى از سازندگان بهنام اواخر دورهء تيمورى است كه شرح هنرنماييهاى آنان به تفصيل در كتاب بدايع الوقايع ذكر شده است . در اواخر دورهء تيموريان ، سازندگان و نوازندگان ، سخت مورد احترام طبقات ممتاز زمان بودند . « مولانا محمد خوارزمى فرمودند كه از براى روحى طنبورچى اگر مكتوبى نوشته شود كه بدين مجلس حاضر گردد و حضار مجلس را محظوظ گرداند ، مناسب نمايد ، جهت او اين مكتوب نوشته شد :
ياران كه به بزم عشق دمساز تواند * فريادكنان ز عشوه و ناز تواند
برخيز و بيا جانب ياران كه همه * ديده به ره و گوش به آواز تواند . » « 1 »
تأثير آواز حافظ بصير در شنوندگان
در جلد اول كتاب بدايع الوقايع ، از دو خوانندهء نامدار به اسامى « مير خواننده » و « حافظ بصير » سخن به ميان آمده و در ذكر تأثير آواز يكى از آنان ، واصفى وقايعنگار آن ايام مىنويسد : « . . شهرت تمام دارد كه بعد از حضرت داود ( ع ) هيچكس مثل حافظ بصير نخوانده و مشهور است كه چهاركس در مجلس خوانندگى حافظ ، قالب تهى كردهاند ، منقولست كه روز تعزيه خواجه طاوس ، اكابر ديوان و اشراف حاضر بودند ، از حافظ بصير التماس تغنى كردند . حافظ اين مصرع از غزل خواجو را خواند :
« وفات به بود آن را كه در وفاى تو نبود »
چون به اين بيت رسيده :
در آتش افكنم آن دل كه در غم تو نسوزد * به باد برد هم آن جان كه در هواى تو نبود
از گوشه ايوان موسيچهء پرواز كرده ، خود را در كنار حافظ انداخت و قالب تهى ساخت و آن
هامش
( 1 ) - واصفى ، بدايع الوقايع ، جلد اول ، ص 24 به بعد .